تبليغاتX
Immortal Music
...Let The Music Heal Your Soul


در سال 2004 پويان و بهزاد به فکر تشکيل يک بند بلک افتادند بندي که بتونه انتظارات اين 2 نفر رو بر آورده کنه - و اين کار را با آلبوم Moments In Solitude شروع کردن که با تاثير پذيري از سعيد که به عنوان ليدر به بند پيوست آلبوم کامل شد .


سبک کامل بند  Atmospheric - Depression BLack هست.


 سعيد


Lead Guitar

پويان

Bass - Vocal - Program - ..... 


بهزاد


Back Vocal - Rythm Guitar


در سال 2006 پويان در صدد حرفه يي کردن کار بر اومد و بهزاد از بند جدا شد و دنبال بند خود رفت .


پويان باتلاش بسيار زياد و سعي قابل توجهي بند رو به حد بالايي رسوند و 2 آلبوم در 2006 عرضه کرد - در اين 2 آلبوم سختيهاي زيادي رو متحمل شدن اين 2 نفر به دليل حجم زياد کار و نداشتن امکانات همچنين به دليل فشاري که بابت کار بقيه بند ها وارد ميشد بهشون ( چون بنا بود که کار در سطحي باشه که استاندارد حساب بشه و بشه تا حدي کار هاي بند هاي به اصطلاح بلک ايراني رو لاپوشوني کنن ) وارد ميشد که به سختي کار انجام شد .


2 آلبوم : Black As The Ravens , Cold As The Winter که 5 تراک بود .


و آلبوم A Journey Into My Sad Nightmares که 1 تراک 52 دقيقه اي بود .


در اين آلبوم ها سعيد الاوه بر گيتار به عنوان وکال به پويان کمک کرد .


هيچ کدام از اين 3 آلبوم عرضه نشد و فقط عده معدودي از دوستان گوش دادن به کارها .


اين 2 نفر (آااااه يکيش خودمم خيره سرم) به فکر تشکيل يک بند با اعضاي خوب و کامل افتادند که نتيجش بنده Aeon بود يک بند Death Black .



اعضاي اين بند :


پويان :


Bass Guitar - Vocal


سعيد :


Lead Guitar - Vocal


آندره :


Lead Guitar


پژمان :


Rythm Guitar


و Drummer بند هم به دلايلي فعلا معرفي نميشه .


 


به اميد روزي که پيشرفت وسيله اي بشه براي عرضه کردن کارهاي بهتر و حرفه اي تر.


سعيد اديب زاده


 

+ نوشته شده در  5 Dec 2006ساعت 11 PM  توسط سعید ادیب زاده | 
ش

+ نوشته شده در  22 Nov 2006ساعت 4 AM  توسط سعید ادیب زاده | 

گوش سپردن به نوای Riverside راهی است برای بیان انعکاس رویاها در یک موسیقی سراسر فانتزی. ایده‌ای است جهت نمایش دادن احساسات برای فرار از واقعیت رنگهای بی‌جان.

موسیقی‌ای است الهام گرفته شده از لذت و غم، خاموشی و پرسروصدائی و برگرفته شده از زمان، مکان، لغات، خیالات شخصی و تصورات مردم.

Riverside گروهی با سبک Progressive Metal از کشور لهستان که در سال ۲۰۰۱ تاسیس شد. موسیقی آنها شدیداً تحت تاثیر: Anathema، Pink Floyd، Opeth و Dream Theater می‌باشد.

 

اعضای گروه:

                              

Mariusz Duda،خلاق یک صدای Progressive بی‌نظير، خواننده و بیسیست گروه.

Piotr Grudziński بعنوان گیتاریست باتجربه در یک گروه متال با نام Unnamed.

Piotr Kozieradzki از گروهی Death Metal با نام  Hate and Domain، درامر گروه.

Jacek Melnicki بعنوان صدابردار در استودیوی ضبط خودش و نوازنده کیبورد.

Michał Łapaj عضو جایگزین شده Jacek در سال ۲۰۰۳

 

Riverside  از زبان اعضا:

 

Piotr Grudziński: ایده تشکیل گروه کاملاً تصادفی ایجاد شد. هنگامیکه با Piotr Kozieradzki (درامر گروه) در حال حرکت در ماشینش بودم، Kozieradzki نواری از Marillion که موسیقی آن کمی غیرمنتظره بود را گذاشت. شدیداً علاقمند به موسیقیشان شدم، با خودم فکر کردم تا شاید روزی بتوانیم با هم، صدای پراگرسیوی مشابه این تولید کنیم. یک‌سال از این ماجرا گذشت و این ایده روز به روز قوی‌تر و پررنگ تر شد. کار در استودیوی Melnicki به ما ثابت کرد که آنجا جای خوبی برای شروع یک پروژه موسیقیائی غیر رسمی و با دلهره ناشی از شکست احتمالی کار است. Jacek موافقت کرد که نوازندگی کیبورد را بعهده گیرد.

 

Mariusz Duda: روزی به Jacek یک CD از کار گروه قبلیم را دادم تا ویرایشش کند فکر می‌کردم ویرایش آن کمک بزرگی برای ادامه پروژه Riverside باشد. آن CD یکسال نزد او بود بدون کوچکترین تغییری در آن. اما ظاهراً به آن گوش داده بود چون از من خواست تا آهنگی شبیه کارهای آن را بسازم. فکر کردم اینجا چه خبره؟ کسی اینجا می خواهد Progressive-Rock بسازه؟ چرا که نه؟

 
Piotr Grudziński: انتشار دمو به عقیده من یک قدم ضروری بسوی نمایش دادن موسیقی به عموم و خلق یک Riverside جالب و منحصر به فرد بود. ما ۳۰۰ کپی از آنرا تهیه کردیم. آهنگهای ما به ایستگاههای رادیوئی و به شرکتهای ضبط صدای لهستان فرستاده شد. ۲۰۰ نسخه از کپی‌ها بعنوان هدیه به خریداران بلیط اجرایمان در کلوپ Kopalnia اهدا شد. این یک حرکت عالی بود چون ما در کمتر از ۲ روز از دست CD ها خلاص شدیم! بعضی از دموها مجدداً منتشر شدند و این کار اشتهای ما را برای تهیه یک آلبوم کامل استودیوئی چند برابر کرد.

 

Piotr Kozieradzki: شخصاً کمی دلواپس بودم از اینکه کسی برای دیدن اجرای ما نیآید ولی تعداد تماشاچیان بیشتر از حد انتظار شدند و این خاطره من از اجرا در آن کلوپ بود.

 

Mariusz Duda: آلبوم با نام Out of Myself خوانده شد که دارای بخشی از دموها و آهنگهای جدید بود. شامل قسمتهای دلپذیر و آلات موسیقیائی خوب. اشعار هم هماهنگ و منسجم شده بودند.

 

                                                        

 

آلبوم داستان مردی بود که سعی داشت خودش را بعد از یک شکست عصبی در جامعه پیدا کند. او با آهنگ The Same River وارد ماجرا می‌شود و امید دارد که همه چیز مرتب شود و روال عادی خود را پیش گیرد. اما وقتی دوباره شکست می‌خورد دیگر توان بلند شدن را ندارد. این اولین آهنگ آلبوم برای شنونده‌ها تاثیرگذار بود. ما می‌دانیم که برای بیان دغدغه‌هایمان نمی‌توانیم سرزمینهای زیادی را تصرف کنیم اما تمام تلاشمان را می‌کنیم تا در سبکمان ممتاز شویم. جنس موسیقی ما در پوست هر گروهی نمی‌گنجد و براحتی برچسبی نخواهد گرفت. در آخرین آهنگ این آلبوم که OK نام دارد اشعاری وجود دارد: در ذهن من غم و غصه هست، باشد. که خلاصه‌ای خیلی خوب از آلبوم است. OK نوعی سازگاری با واقعیتهاست. چرا تو بیشتر اوقات ناراحتی و در درون خودت زنجیر شده‌ای؟ چرا لباس سیاه به تن کرده‌ای؟ تو همینی که هستی و این برای ما قابل قبول است. چیزی که ما نواختیم آهنگ OK بود و امیدواریم تا داستان Riverside با پروژه Out of Myself تمام نشود.

 

اواخر سال ۲۰۰۳ برای گروه دوران نتیجه بخشی بود. گروه استودیوی Jacek را ترک کرد و بعد از آن بشکل سه نفره به فعالیت ادامه داد و میکس اولین آلبومشان را به اتمام رساندند و در همان موقع، قبل از کریسمس روانه بازارش کردند. یک ماه قبل از انتشار آلبوم، Michał Łapaj به عنوان نوازنده کیبورد به گروه راه یافت. اعضا در اتاق اجتماعات خود درباره برگزاری اجرای زنده گفتگو می‌کردند آنها باید جهانی می‌شدند. اولین اجرای زنده بعد از انتشار Out of Myself ششم و هفتم مارس سال ۲۰۰۴ در کلوپ Progresja و در ۲۷ مارس در کلوپ Kolor جائیکه ۶۰۰ نفر برای تماشای گروه ناشناخته Riverside آمده بودند برگزار شد. در نیمه اول ماه می ۲۰۰۴ گروه، اولین تور خود را با دو گروه دیگر با نامهایAnamor  و Intricate Division بنا کردند و در ۱۲ شهر به اجرا پرداختند. در ۱۱ ژوئن اولین اجرای محیط باز خود را در Ryockowisko ارائه دادند. در ۱۲ ژوئن به حمایت از گروه انگلیسی Anathema در کلوپ Kuźnia به اجرا پرداختند. دیگر آنها از گروه ناشناخته Riverside مبدل به گروهی شناخته شده در عرض کمتر از یک‌سال شده بودند. در همین موقع گروه در لهستان و کشورهای دیگر توجه رسانه‌های بیشماری را به خود اختصاص داد. آنها بطور شبانه روز بروی پروژه‌های خود کار می‌کردند. آهنگ Loose Heart در کانال ۳ رادیو لهستان و ویرایش جدید که یک دقیقه کمتر از نسخه اصلی خود بود و آهنگ Out of Myself بعنوان بهترین آهنگ رادیوی Warsaw و کانال یک رادیو لهستان شناخته شدند. قبل از جهانی شدن آلبوم، Out of Myself بعنوام آلبوم سال سبک Progressive Rock در لهستان شناخته شد. در چهارم سپتامبر ۲۰۰۴ کنسرت فضای باز دیگری این بار در فستیوال Alternatywne Granie ارائه دادند. یک هفته بعد گروه در فستیوال Rock Against Terrorism و روز بعد آن در Poznań با گروه آلمانی Sylvan به اجرا پرداختند. در ۲۱ سپتامبر طرفداران Riverside شاهد انتشار جهانی آلبوم Out of Myself با برچسب آمریکائی Laser's Edge با طراحی روی جلد Travis Smith (طراح مشهور روی جلد آثار Anathema و Opeth) بودند.

 

 

بعنوان حرکتی جدید و پیشرفت در شناساندن موسیقیشان به جهانیان راهی کشور هلند شدند و در فستیوال Baarlo شرکت کردند. آنها به اجرا پرداختند و مدعی شدند که بهترین و شگفت‌انگیزترین گروه در فستیوال بودند. تمام CD ها و T-shirt هایشان قبل از اتمام کنسرت بفروش رفت. در راه بازگشت از هلند، شروع به اجرای قسمت دوم تور Progressive از هفتم تا هفدهم اکتبر ۲۰۰۴ این بار در ۱۰ شهر نمودند. از اجراهای جالب و در خور توجه گروه می‌توان به اجرای زنده آنها در ۲۵۰ متر زیر‌زمین و در یک معدن نمک در Bochnia اشاره داشت که شاید بتوان این اجرا را بر اثر یک جنبش تجاری به حساب آورد. Out of Myself در رای گیریهائی که در رسانه‌های لهستان و هلند برگزار شد بالاترین نمره را به خود اختصاص داد. عنوان مجله بزرگ Metal Hammer و سایت Prog-Nose در سال ۲۰۰۵ عنوانی جز Riverside نبود. از دلایل شهرت Riverside می‌توان به نزدیکی پوست و گوشت اشعار با فضای موسیقی نام برد.

برای یک شروع خوب در سال ۲۰۰۵ گروه به انتشار آلبومی کوچک در حدود ۲۴ دقیقه و تنها ۵ آهنگ نمود که Voices In My Head نام گرفت. اثری کوتاه و در عین حال زیبا. دخالتهای به جای بیس در این آلبوم و مخصوصاً آلبوم Out of Myself به زیبائیهای کار گروه می افزاید. چند ماه از انتشار آلبوم Voices In My Head نگذشته بود که آنها عطش خود را با ارائه اثر استودیوی دیگر با نام Second Life Syndrome فرو نشاندند. شروع آلبوم با نجوای زیبای Duda حال و هوای دیگری به این آلبوم داده است. تهیه و تولید این آلبوم پلی است برای راهیابی آنان به موسیقی طراز اول اروپا جائیکه Anathema در آن سالهای زیادی به تنهائی ایستاده بود. شاید نزدیکی موسیقی Riverside با Anathema اجازه این مقایسه را به هر هوادار شکست خورده آناتما بدهد %م‌ش۴۸

 

+ نوشته شده در  19 Oct 2006ساعت 0 AM  توسط سعید ادیب زاده | 
کنسرت گروه Aramooth:

   گروه ترش متال Aramooth (آراموث) کنسرتی شامل بازنوازی چند آهنگ (بدون Vocal) از گروههایی همچون Megadeth, Metallica, Slayer, Sepultura, Iced Earth, Pantera و همچنین چند آهنگ از کارهای خودشان اجرا خواهد کرد. مشخصات این کنسرت به شرح زیر است:

   اعضای گروه:
     صابر فتاحی:
Guitar Electric
     محمد سالاری: Guitar Electric
     محمد خردمند:
Guitar Bass
     ژوزف جبیبی: Drums

   * زمان کنسرت: 27 شهریور - ساعت 18 الی 20
   * مکان کنسرت: بلوار
میرداماد - روبروی پمپ بنزین - خیابان کازرون جنوبی  -  پلاک 3 - موسسه فرهنگی هنری راحیل
   *
قیمت بلیط: 5000 تومان
   *
مکانهای تهیه بلیط:
   1- میدان محسنی - ابتدای میرداماد - پلاک 62 - مرکز موسیقی بتهوون - تلفن: 22253776

   2- خ جمهوری - بعد از پل حافظ - پاساژ پیروز - طبقه همکف - فروشگاه آرمن - تلفن: 66711100

   * بلیط ها از تاریخ 9 شهریور در اماکن فوق الذکر قابل خریداری می باشد.

Source : MetalHead

+ نوشته شده در  7 Sep 2006ساعت 4 AM  توسط سعید ادیب زاده | 
 

varg vikernes ملقب Count Grishnackh از پايه گذاران اصلي Black Metal در سال 1987 گروه   BURZUM(به معني تاريکي بر گرفته از رمان  lord of the rings)   تاسيس کرد.vrag از مخالفان شديد مسيحيت و پيرو خدايان باستاني وخدايان اسطوره اي نروژ  بود.varg تقريباْ همه کاره گروه بود در ملودي گروه غم,اندوه,تاريکي,وحشت به چشم مي خورد ظرافت و  درک موسيقي varg به خصوص در 2 Albume آخر  Hlidskjalf و Daudi Baldrs او را از همه متمايز نموده Burzum گروهي نبود به دنبال شهرت و ثروت باشد Burzum يک شعار نبود يک اعتقاد بود ,يک اسطوره, يک مکتب!!!!!

وقتي که شب بر ميخيزد

دنيا را در خود پنهان مي کند

در تاريکي غير قابل رسوخ

سرما برمي خيزد

از خاک

و آلوده مي کند هوا را

ناگهان ...

زندگي معنايي جديد به خود مي گيرد

ورگ در ۱۱ فوريه ۱۹۷۳ در برگن ( يکي از شهرهاي شمالي نروژ ) به دنيا آمد . چيزهاي بسياري در مورد ورگ و گروهش ٬ بارزام مي توان گفت ولي من در اينجا به مسائل اساسي آن مي پردازم . هرچند نمي توانم تصوير کاملي از بارزام ارائه دهم چون تا زماني که کسي به آهنگهاي بارزام گوش نکند نمي تواند معناي واقعي آن را بفهمد .من معني خاصي از کلمه بارزام در هيچ ديکشنري پيدا نکردم ولي خود ورگ در مصاحبه اي گفته بارزام به معناي نهايت تاريکي است ( همانطور که بعدها به او لقب lord of darkness داده شد ).

ورگ بجز يک سال زندگي با پدرش در عراق ( به قصد ماموريت ) بقيه زندگي خود را در نروژ و برگن گذراند . او زادگاهش را اين چنين تعريف مي کند :

                    اگر کسي دوستدار جنگل و طبيعت دست نخورده باشد از

                     برگن خوشش خواهد آمد . اينجا پر از حيوانات وحشي ٬

                    کوههاي سر به فلک کشيده و سرزمين هاي دست نخورده

                     است . بعضي از نقاط جنگل به قدري انبوه است که براي

                                    راه رفتن بر روي زمين بايد خزيد . 

اين صحنه تصويري از عصر طلايي را زنده مي کند . تصوير ادبي که شاعران لاتين و يوناني در روياهايشان مي ديدند .اين همان پناهگاه قديمي طبيعت است و زندگي در شهرها بشر را از ديدن منظره طبيعي محروم مي کند .

در اوايل دوران انقلاب صنعتي چيزي که به روياي شاعرانه دوران طلايي پايان بخشيد ورود مسيحيان بود که منجربه بيرون راندن اقوام قديمي نروژ از جنگل ها شد .

چند سال بعد ورگ در مصاحبه اي خطاب به مردم که سعي در فهميدن عقايد او داشتند چنين پيشنهاد کرد :

                     هر کس مي خواهد عقايد من را درک کند بايد در

                   يک نيمه شب تاريک زمستاني تنها به ميان جنگل برود

                        و خواهد ديد که جنگل با او صحبت مي کند .

 در نروژ جنگل به منزله نيروي طبيعتي است که به غارت رفته. هزار سال پيش مسيحيان ساکنان اين جنگل ها را به زور بيرون راندند اما اخيرا به علت پيشرفت بلک متال و پيشرفت heathenism ( معني اين لغت در فرهنگنامه بت پرستي و کفر است ولي در واقع اين لغت به معناي اديان کهني است که خدايان ديگري را پرستش مي کردند ) مردم به جنگلها بازگشتند تا قدرت خود را پيدا کنند .

در اواخر دهه ۸۰ ورگ به موسيقي متال علاقمند شد و همين باعث شد او در اين راستا جنبشي بزرگ ايجاد کند . ورگ در مدت کمي به عضويت گروه old funeral  در آمد که در آن زمان abbath و silenoez خواننده و گيتاريست هاي immortal به همراه tyr گيتاريست معروفي که سابقه همکاري با گروههاي بزرگي مثل emperor و satyricon و .. را دارد نيز در اين گروه حضور داشتند .

ورگ به عضويت گروههايي مثل mayhem و satanel هم در آمد ولي هيچکدام نتوانستند او را ارضا کنند تا نهايتا در اوايل دهه نود او گروه انفرادي خود را به نام burzum تاسيس کرد که خود تمامي امورآن را مثل خواندن ٬ نواختن ٬ شعر ٬ آهنگسازي و ... را بر عهده داشت .

ورگ اولين ميني آلبوم خود را به نام aske به کمک samoth  در سال ۱۹۹۲  ضبط کرد .  که کاور پشت جلد آن کليساي سوخته torched بود که خود ورگ آنرا آتش زده بود . اين آلبوم توسط شرکت d.s.p که متعلق به euronimous گيتاريست و خواننده گروه mayhem بود پخش شد .

ميني آلبوم burzum اثر بعدي ورگ بود که بعدها به همراه aske به عنوان يک آلبوم کامل شناخته شد . اين آلبوم يعني burzum/aske شامل 11 آهنگ است و جمع زمان آن 58:09 است .

1. Feeble Screams from Forests Unknown
2. Ea, Lord of the Depths
3. Black Spell of Destruction
4. Channeling the Power of Souls into A New God
5. War
6. The Crying Orc
7. My Journey to the Stars
8. Dungeons of Darkness
9. Stemmen Fra Taarnet
10. Dominus Sathanas
11. A Lost Forgotten Sad Spirit

سومين آلبوم بارزام hvis lyest tar oss نام دارد که در اواخر سال 1992 و اوايل سال 1993 کار ضبط و پخش آن به پايان رسيد . اين آلبوم شامل چهار آهنگ است که اولين آهنگ بدون کلام بارزام که جزو شاهکار هاي او هست به نام tomhet در اين آلبوم است .

1. det som engang var

2.hvis lyest tar oss

3.inn I slottet fra droemmen

4.tmhet

در سال 1994 چهارمين آلبوم بارزام به نام det som engang var ضبط و پخش شد . اين آلبوم هم شامل هشت آهنگ و زمان کلي 40:01 است .

1. Den onde kysten
2. Key to the gate
3. En ring til aa herske
4. Lost Wisdom
5. Han som reiste
6. Naar himmelen klarner
7. Snu mikrokosmos tegn
8. Svarte troner

fantoft kirke کليسايي است در ۵ مايلي جنوب برگن که در قرن ۱۲ ساخته شده و يکي از معتبرترين کليساهاي نروژ است و در نخستين ساعات روز ۶ ژوئن ۱۹۹۲ آتش زده شد . در اين مورد عده اي مي گويند اين کار را ورگ انجام داده و عده اي ديگر مي گويند اين کار توسط گروه neoheaten که رهبري آن بر عهده ورگ بوده صورت گرفته اگرچه که بعدها در دادگاه اين مطلب ثابت نشد .

ورگ يهود و مسيحيت را آفتهايي معرفي کرده بود که ريشه اديان کهن نروژ را سوزانده است و به نظر ورگ و طرفدارانش سوزاندن معابد مسيحيان به نشانه به مبارزه طلبيدن آنها و انتقام گيري از آنهاست که هزار سال پيش در نروژ آنها معابد heaten ها و خود را سوزاندند . ورگ هميشه خود را سرباز odin معرفي مي کند که مي خواهد انتقام اجدادش را بگيرد .

ورگ و اورانيموس (‌ قبلا اشاره کردم که او گيتاريست mayhem و صاحب شرکت d.s.p بود ) از برجسته ترين شخصيت هاي موسيقي بلک متال بودند و همکاري زيادي با هم داشتند ولي سر بعضي از مسائل با هم اختلاف پيدا کردند چون اورانيموس چه از نظر عقيدتي و چه از نظر موسيقي پيرو عقايد شيطان پرستي بود . برخلاف ورگ که شيطان را از ايدئو لوژي هاي مسيح مي دانست .

اين دو نفر سر مسائل ديگري نيز با هم به اختلاف بر خوردند و طولي نکشيد که اين اختلافات بالا گرفت و همه از آن با خبر شدند و حتي به روزنامه ها کشيد . نهايتا در ۱۰ آگوست ۱۹۹۲ ورگ به آپارتمان اورانيموس رفت و در طي يک درگيري با ضربات متعدد چاقو اورانيموس را به قتل رساند .

در اينجا به جزئيات دقيق اين کار اشاره نمي کنم و فقط همين را مي گويم که ورگ فکر مي کرده اورانيموس قصد کشتن او را داشته و حتي گروه mayhem چند سال پيش اعلام کرد که اورانيموس چند هفته قبل از مرگ پيشگويي را ملاقات کرده بود و آن پيش گو گفته بود ورگ به زودي به جرم قتل به زندان خواهد رفت و اورانيموس هم که مطمئن بود کسي که قرار است به قتل برسد خود اوست تصميم گرفت که ورگ را بکشد .

ورگ پس از سه سال درگيري با دادگاه و حبس هاي موقت آخرين آلبوم کامل با کلام خود را ضبط کرد که در طي آخرين مراحل ميکس آلبوم نهايتا به زندان افتاد و تا سال ۲۰۲۰ به حبس در کاخ خود محکوم شد . او در حبس نيز مطالعات خود را قطع نکرد و مشغول به تحقيق و مطالعه در مورد تاريخ آلمان شد و در نهايت سازماني به نام NHF را بر ضد مسيحيت در آلمان تاسيس کرد .

 اين آلبوم که به نظر من بي نظير ترين آلبوم تاريخ بلک متال است در سال 1996 و به نام filosofem در حاليکه خود ورگ آخرين ميکس آنرا نشنيده بود توسط وکيلش پخش شد .

اين آلبوم هم شامل شش آهنگ و زمان کلي 66:36 است .

1. Dunkelheit
2. Jesus' Tod
3. Erblicket die Töchter des Firmaments
4. Gebrechlichkeit .I.
5. Rundgang um die transzendentale Säule der Singularität
6. Gebrechlichkeit .II.

ورگ در زمان حبس خود هم دست از فعاليت و مبارزه بر نداشت و با تحريک طرفدارانش به آتش زدن کليسا ها کار خود را ادامه داد و طرفداران ورگ هم با پوشيدن تي شرت بارزام به آتش زدن کليسا ها مي پرداختند و طبق آمار گرفته شده در طي سالهاي 1997 تا 1999 تعداد 55 کليسا به اين شکل آتش زده شد .

همچنين او اولين بلک متالي است که در آهنگهايش از کي برد استفاده کرد با اينکه در حال حاضر گروههاي بسياري از کي برد اسفاده مي کنند ولي ورگ هميشه يک قدم پيش بود .

               او درخششي است در آسمان سرزمينهاي شمالي و حماسه او

                    ادامه خواهد يافت و فصلهاي جديدي به آن اضافه مي شود .


ورگ در اواسط سال 1997 تصميم به ضبط آلبوم در زندان گرفت و اثر بعدي خود يعني balders dod با يک سبک جديد يعني موسيقي بدون کلام با کي برد خالي  را ضبط کرد .

Balders dod آلبومي فوق العاده زيبا با جوي بسيار غمگين است که ورگ در پس آهنگ هاي بدون آواز و خشک کي برد افسانه هاي خدايان باستاني نروژ را به زيبايي مي نوازد .

اين آلبوم هم شامل شش آهنگ و زمان کلي 39:15 است .

1. Daudi Baldrs
2. Hermodr a Helferd
3. Balferd Baldrs
4. I Heimr Heljar
5. Illa Tidandi
6. Moti Ragnarokum

آخرين آلبوم رسمي بارزام هم hlidlsjalf نام دارد که ادامه دهنده همان آلبوم balders dod و در همان سبک است . اين آلبوم هم از هشت آهنگ تشکيل شده و زمان کلي 33:47 را دارد .

1. Tuistos Herz
2. Der Tod Wuotans
3. Ansuzgardaraiwo
4. Die Liebe Nerpus'
5. Das einsame Trauern von Frijo
6. Die Kraft de Mitgefuehls
7. Frijos goldene Tranen
8. Der weinende Hadnur

البته آلبوم هاي زيادي از بارزام بعدها پخش شد که تعداد آن به 34 آلبوم مي رسد ولي اين آلبومها اکثرا همان آهنگ هاي قديمي بارزام هستند و بجز يکي دو مورد مثل آلبوم هاي ragnarock و anthology که چند آهنگ آلبوم نشده بارزام را دارند بقيه تکراري هستند .

در سال 2000 اولين آلبوم قدرداني از بارزام ضبط شد که گروه هاي مختلف در اين آلبوم آهنگ هاي او را کاور کردند و همچنين در اواخر سال 2003 هم آلبوم ديگر براي قدر داني از ورگ به نام a man a band a symbol ضبط شد .

 

اعضاي بارزام :

 Count grishnackh : با نام واقعي Christian varg vikerness گيتاريست ، بيسيست ، درامر ، کي برد ، خواننده ، آهنگساز و شاعر گروه بود . او سابقه همکاري با گروههاي mayhem ، satanel و old funeral را دارد .

Samoth : با نام واقعي Tomas Thormodsæter Haugen در ميني آلبوم aske گيتار زده و سابقه فعاليت در گروههاي Arcturus, Emperor, Gorgoroth, Hagalaz' Runedance, Ildjarn, Satyricon, Sirius, Thou Shalt Suffer, Ulver, Zyklon, Zyklon-B.را دارد

 Source : Blog e Yeki az dostan Dar Site Cloob

+ نوشته شده در  7 Sep 2006ساعت 4 AM  توسط سعید ادیب زاده | 
منو اصلی
صفحه نخست
تماس با ما
آرشیو
پیوندهای روزانه
Black Metal
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
11/22/2006 - 12/21/2006
9/23/2006 - 10/22/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
7/23/2006 - 8/22/2006
6/22/2006 - 7/22/2006
3/21/2006 - 4/20/2006
2/20/2006 - 3/20/2006
1/21/2006 - 2/19/2006
12/22/2005 - 1/20/2006
11/22/2005 - 12/21/2005
10/23/2005 - 11/21/2005
آرشیو موضوعی
Blog News
Metal News
Dark World
Download
Metal Bands
Rock Bands
About Music
Lyrics
Guitarist
Interviews
پیوندها
موزیک غرب
Zeunyx
آتنا
Black Metal
Metalboy