![]() |
Instrument: Guitars Birth date: June 24, 1967 Previous Bands: Orgasm Death Gimmicks Previous Job: Salesman |
![]() |
![]() |
|
| ...Let The Music Heal Your Soul |
|
دوستان عزیز میتونین مطالب جدیدی که گذاشته شده رو مطالعه کنین .
تمام این مطالب توسط دئست عزیزم حمید رضا ملاهادی تهیه شده و انسانی که سطح اطلاعات بسیار بالایی داره و ادم بسیر نازنینی نیز هست . Guitaristکه ۶ موضوع جدید گزاشته شده. Metal Bands که ۱ موضوع جدید داره . و ۱ موضوع در About Music امیدوارم خوشتون بیاد |
|
آشنائی با Snowy White در پائیز سال ۱۹۷۶ او برای شرکت در تور گروه معروف Pink Floyd پینک فلوید به دور اروپا و امریکا دعوت شد که با آغوشی باز آنرا قبول کرد. برای او این بهترین فرصتی بود که به تجربیات و شهرت خود بیفزاید، پس قبول کرد. اسنوئی وایت بعنوان گیتاریست کمکی در کنار بزرگانی چون: Roger Waters راجر واترز و David Gilmour دیوید گیلمور تمام وقت خود را در سال ۱۹۷۷برای این تورها گذاشت. Snowy White اسنوئی وایت یکی از گیتاریستهای انگلیسی سبک بلوز کلاسیک میباشد. موسیقیدانی که ابتکار صدا، تکنیک و سبکش تلفیقی از انعکاس بلوز سالهای دور با هیجان راک امروزی میباشد. در یازده سالگی او اولین بار به جنس صدای سبک Urban-Blues گوش گوش فرا داد که حاصلی از موسیقی ایالات متحده بود. افرادی همچون BB King, Buddy
Guy, Otis Rush و Albert King بودند که او را بسرعت متوجه موسیقی ساختند. البته این موسیقیای بود که او دوست داشت با شیوه نوازندگیش ترکیب شود. بزرگترین افتخار وی تسلط در گیتار زدن و همچنین نمایش دادن یک سولوی تمیز، بدون لغزش انگشتان بروی سیمهاست که این در همه نمایشهایش نمود دارد و براحتی قابل درک است. در اوایل دهه ۷۰ با اندک پولی که در جیب داشت راهی لندن شد و بتدریج در میان آهنگسازان محلی صاحب شهرت گردید. شهرتی که بدرستی او را با دیگران متمایز میساخت و وایت را تبدیل به یک نوازنده محترم و خوشذوق کرد؛ کسیکه براحتی به خواستههای خود دست مییافت. در سال ۱۹۷۴ او به سواحل شرقی امریکا سفر کرد و سپس به New Orleans رفت و از اینکه دائما در سفر تجربیاتش بالا میرفت، لذت میبرد. در خلال همین سفرها بود که او با گیتاریست بزرگ انگلیسی سبک بلوز Peter Green پیتر گرین آشنا شد. آنها اوقات زیادی را در کنار هم میگذراندند. در اواسط دهه ۷۰ اسنوئی در جلسات مختلفی به نوازندگی میپرداخت. مهارتهایش را در محیط استودیو گسترش داد و شروع به نوشتن عقاید شخصیش همانطوریکه خودش میخواست نمود. در پائیز سال ۱۹۷۶ او برای شرکت در تور گروه معروف Pink Floyd پینک فلوید به دور اروپا و امریکا دعوت شد که با آغوشی باز آنرا قبول کرد. برای او این بهترین فرصتی بود که به تجربیات و شهرت خود بیفزاید، پس قبول کرد. اسنوئی وایت بعنوان گیتاریست کمکی در کنار بزرگانی چون: Roger Waters راجر واترز و David Gilmour دیوید گیلمور تمام وقت خود را در سال ۱۹۷۷برای این تورها گذاشت.
اسنوئی وایت طی یک سال با Richard Bailey بعنوان درامر، Godfrey Wang نوازنده کیبورد و دوست قدیمی خودش Kuma Harada بعنوان بیسیست و تهیه کننده، موسیقیدانانی که او آنان را بخوبی میشناخت و تحسینشان میکرد، همکاری نمود. آنها به کمک هم اولین آلبوم سولو و انفرادی اسنوئی را با نام White Flames شعلههای سفید ضبط کردند. آهنگ Bird of Paradise ساخته اسنوئی از این آلبوم بعنوان بهترین آهنگ شناخته شد و به موفقیتهای جهانی چشمگیری دست یافت و شماره سه جدول موسیقی انگلستان در سال ۱۹۸۳ گردید. او از سد بسیاری از کشورهای اروپائی، استرالیائی و آفریقای جنوبی برای رسیدن به موفقیت گذشت. با اینکه Snowy White اسنوئی وایت دیگر به یک هنرمند معروف تبدیل شده بود، نگرانیای از اینکه ضبط بعدی به کجا خواهد کشید، نداشت. در نتیجه به استراحت پرداخت تا تجدید نظری درباره مسیر و موقعیت موسیقیائی جدید خودش داشته باشد. کنسرت Al Stewart در فیلادلفیا بسال ۱۹۷۴ تنها کنسرتی ست که در آن آهنگ Pigs on the Wing نوشته Roger Waters راجر واترز از گروه بزرگ Pink Floyd اجرا شد. آهنگی که در آن قسمتهای تکنوازی اسنوئی که هرگز قبلا منتشر نشده بود کاملا نمایان و روند آهنگ را عوض کرده بود. این کار همانند اجراهای زنده بلوز خودش که قبلا منتشر شده بود درخشش داشت. فیمابین این قضیه او به فعالیت با گروهی بلوز بهمراه اعضای آن که شامل بودند از Jeff Allen بعنوان درامر، دوست باوفایش Kuma بعنوان بیسیست و Graham Bell بعنوان خواننده آثار و خودش همانطوریکه میخواست فقط و فقط بعنوان گیتاریست، پرداخت. بین سالهای ۱۹۸۶ تا ۱۹۸۹ گروه به اجراهایی در انگلستان و اروپا پرداخت. با فعالیتهای شبانهروزیای که اسنوئی از خودش نشان داد و همگی آنها نشان از عاشق بودن او به موسیقی بود، دو آلبوم جدید خود را در استودیو ضبط نمود. اولین آنها با نام Change my Life و دومی با نام Open for Business عرضه شدند. که بازهم در آنها قدرت تمیز گیتار زدن و سولوهای زیبای او را بخوبی میتوان درک نمود. در ژوئن سال ۱۹۹۰ Roger Waters راجر واترز استاد بزرگش، کسیکه در آن روزها دیگر از پینک فلوید جدا شده بود، از او خواست تا در اجرای بینظیر و تماشائی The Wall در مقابل ۳۵۰.۰۰۰ نفر از طرفدارانش در برلین آلمان همکاری کند. این کنسرتی بود که بطور زنده در سرتاسر دنیا پخش شد که حاصل آن ویدئویی بود که به یکی از پرفروشترینهای امریکا در همان سال تبدیل شد و همچنین این اجرای زنده به موفقیتی جهانی دست یافت که شامل اجراهایی از هنرمندان دیگر بود که عبارتند از: Michael Kamen مایکل کیمن، گروه Scorpions، Van Morrison، Joni Mitchell و گروه Bryan Adams. با وجود این همه عظمت تماشاچیان شاهد یکی از چندین لحظات خاطرهانگیز اسنوئی در این کنسرت با اجرای سولوی آهنگ Comfortably Numb نوشته دیوید گیلمور و راجر واترز در بالای دیواری ۲۴ متری بودند. بعد از این کنسرت اسنوئی تصمیم به بازگشت به مسیر اصلی خود یعنی تنظیم آهنگهای شخصی خودش گرفت که نتیجه آن آلبومی بنام Highway to the Sun شد. این آلبوم در تابستان سال ۱۹۹۳ ضبط شد که شامل ۱۰ آهنگ ارجینال به اضافه آهنگی بر اساس نوشته Peter Green پیتر گرین با نام I Loved Another Woman که زمان طولانیای آهنگ مورد علاقه اسنوئی محسوب میشد، بود. در این آلبوم مهمانانی همچون Chris Rea، Gary Moore و David Gilmour حضور داشتند که باعث بالا رفتن کیفیت نوازندگی آهنگها میشد. Juan van Emmerloot بعنوان درامر، Walter Latupeirissa ریتم گیتار و Kuma Harada بعنوان بیسیست در این کار دخیل بودند. در اولین ویدئویی که از این آلبوم ضبط شد Chris Rea در آن حضور داشت و هنرنمائی کرد. آهنگ Bird of Paradise دوباره به صحنه موسیقی بازگشت وقتیکه خطوط هوائی KLM تصمیم به استفاده از این آهنگ برای آگهی جدید تلویزیونی خود گرفت که نتیجه آن گردآوری آلبومی به همین نام در سال ۱۹۹۴ و بازگشت به جدول موسیقی اروپا بود که با موفقیتهای تجاریای همراه شد. آخرین آلبوم گروه White Flames با نام Restless در ماه می سال ۲۰۰۲ منتشر شد. آهنگهائی که در او در این آلبوم ساخته بود عبارتند از: Blues is the Road، Restless، The Time Has Come،Soldier of Fortune، Softly، It's Your Life، New Day...Maybe، You Can't Break My Heart و Too Far Away. Source : حمید رضا ملاهادی |
|
Troy Stetina جدای از موسیقی علائق تروی شامل: فلسفه، روانشناسی، فیزیک کوانتوم، پدیدههای روانی، مطالعات اسرار آمیز و ورای درک انسانی میشود. او ۱۵ سال است که با Lead Vocalist سابق خود Shauna، کسیکه با او در پروژه سال ۱۹۹۲ Set the World on Fire همکاری کرد، ازدواج کرده است. آنها صاحب دو پسر (به نامهای Zack که ۷ ساله است و Jeremy که ۳ سال دارد) هستند و همانطور که خواهید دید مقرر شده تا آنها تبدیل به قهرمانان گیتار بشوند. Troy Stetina تروی استتینا یک گیتاریست جهانی و یک استاد موسیقی است که صاحب بیش از ۲۵ متد آموزشی Rock و Heavy Metal میباشد و همین امر باعث حسن شهرت او شده است. کتابهای او بالغ بر ۴۰۰.۰۰۰ نسخه فروش کرده اند. او همچنین نوازنده Solo و نویسنده افتخاری و پرسابقه مجله Guitar One میباشد. بعلاوه او استودیوی ضبط خود Artist Underground را در میلواکی، ویسکانسین Wisconsin اداره می کند.
سالهای اولیه: تروی در ۱۶ نوامبر سال ۱۹۶۳ در ایندیانا متولد شد. وی جوانترین عضو یک خانواده سرشناس در موتور سواری المپیک بود. تروی در سلسله مسابقات رقابتی موتور سواری آمریکا بزرگ شد و توانست چندین مدال ملی کسب کند. اما مسابقه دادن ضرورتی خانوادگی بیش از یک انتخاب شخصی بود اما موسیقی عشق واقعی تروی محسوب میشد. مادر او یک خواننده چیره دست اپرا بود که از علاقه پسرش به موسیقی حمایت کرد و زمانی که تروی در ۱۲ سالگی از علاقهاش به گیتار الکتریکی صحبت کرد، مادرش برای او یک گیتار ۶۰ دلاری، مخصوص مبتدیان و یک آمپلی فایر AMP تمرینی کوچک خرید. "اوون یه طرح Fender ارزون به اسم Apollo بود. ولی کار کرد! من در یک گروه توی مدرسه، کلارینت Clarinet می زدم پس بلد بودم که موسیقی رو بخونم و شروع کردم به زدن کتاب Alfred's Basic Guitar. بعد از مدتی یه نفر به من طرز گرفتن آکوردهای باره و آزاد رو نشون داد. وقتی ۱۳ ساله یا کمی بیشتر بودم شروع کردم به یادگیری آهنگهای Kiss با گوش. بعدش به شدت افتادم توی Aerosmith و یه کمی هم Led Zeppelin و Rush و...و گروههای Hard Rock اواخر دهه ۷۰" اولین گروه زیرزمینی او Private Wave نام داشت. بعد از تغییر چند عضو، آنها در مسیر سنگین تروی حرکت کردند و سرانجام نام گروه به Wraith تغییر یافت. آنها چند کار Original خودشان را ضبط کردند. پس از فروپاشی گروه، تروی به یک گروه بنام Titan که در کلوپها مینواختند پیوست. در ۱۸ سالگی مسیرش کاملا برای او مشخص بود. او بورسیه تحصیلی در رشته فیزیک فضائی را رد کرد، موتور سواری را کنار گذاشت و با هر دوپای خود بدرون دنیای موسیقی پرید! "باید بگم، نگاه کردن به عقب و اون تصمیم، واقعا الان پرمخاطره بنظر میرسه. من مطمئنم به پسرم نصیحت میکنم که به دانشگاه بره. مخصوصا زمانیکه شخصه دیگهای بخواد مخارجشو بپردازه. اما خب اون تصمیم برای من خوب بود و حدس میزنم که تو راه درستی بودم البته بعدا فهمیدم که علاقه من به کیهان شناسی خیلی بیشتر از یه جستجوی شخصی برای حقیقت و وجود خدا بود. این یه منطق فیلسوفانه از فیزیک جدید و مکانیک کوانتوم بود که منو به خودش علاقمند کرد. پس فکر نمیکنم که رفتن به اون راه کار درستی بود. ریاضیات مسلما منو میسوزوند." علاوه بر تاثیرات گروههای Hard Rock مثل Kiss و Aerosmith و گروههای مختلف Rock اواخر دهه ۷۰، تروی به Van Halen و Randy Rhoads بعنوان منابع اصلی الهام او در زمانی که بصورت جدی شروع به گسترش مهارت خود در نواختن Lead Guitar کرده بود، استناد می کند. از سوی دیگر، سبک متاثر از موسیقی کلاسیک Randy دوباره علاقه او به موسیقی کلاسیک را که ریشه در دوران کودکی او داشت برانگیخت و او شروع به یادگیری قطعاتی از باخ و پاگانینی کرد. "من این اجرای زنده از Ozzy را در سال ۱۹۸۱، درست قبل از مرگ Randy ضبط کردم. فکر کنم یه اجرا تو Memphis بود. اون نوار باعث ایجاد پیوند در من شد. چیزی در Tone صداش و نتهائی که انتخاب میکرد بود، که توجه منو واقعا جلب کرد. من همه چیز رو با گوش از اون نوار یاد گرفتم. Randy مسلما یکی از تاثیرات بزرگ من بود. هنوزم کاراشو دوست دارم. اونا سنگین بودن اما هدفدار و در عین حال ملودیک و اون یکی از چیزهائی هست که من همچنان بخاطرش در موسیقی خودم تلاش میکنم." تروی شروع به تدریس خصوصی گیتار در یک مغازه محلی بطور پاره وقت کرد و سریعا کشف کرد که او هنر درس دادن و آموزش را در اختیار دارد. استتینا به سرعت بعنوان یکی از بهترین معلمها در ایندیاناپلیس مشهور شد. زمانیکه برخورد اتفاقی او با Will Schmid نویسنده و ویراستار انتشارات Hal Leonard در مغازه رخ داد، فرصت نوشتن یک متد آموزشی Heavy Metal محقق شد. کار اول او بخاطر مشکلات Copyright هرگز چاپ نشد. ثمره دومین تلاش تروی، کتاب Original و بسیار موفق Heavy Metal Rhythm Vol.1&2 بود و پرفروشترین متد Lead Guitar پس از آن بسرعت روانه بازار شد.
"معلمان خوب لزوما نباید نوازندگانی خوب باشند و همچنین نوازندگان خوب نباید حتما معلمانی خوب باشند. چرا که ایندو هر کدام مهارتهای کاملا متفاوتی را میطلبند. من خیلی خوش شانسم که واقعا در هر دو زمینه موفق هستم، اما اگر مجبور بودم که یکی رو انتخاب کنم، همیشه این احساس رو داشتم که در درجه اول یک نوازنده هستم و بعد از اون یک معلم و نویسنده. هنوزم نوشتن احساس یه کار زیاد رو برام داره، مخصوصا وقتی که مشغول ضبط یا ساخت اثری هستم. اون موقع تمام ساعتهای شبانه روز هم کم هستند." تروی در سال ۱۹۸۶ به میلواکی رفت تا کرسی استادی در مدرسه عالی موسیقی Wisconsin را دریافت کند. بیشتر از تعداد کمی گوش متوجه به حساب آوردن Heavy Metal Guitar در مدرسه سنتی موسیقی شده بودند! با این همه او توانست احترامی همراه با غبطه را جلب کند. تروی مختصرا تئوری پیشرفته موسیقی را در مدرسه عالی برای درک هرچه بیشتر بنیان پیچیده موسیقی کلاسیکی که او اجرا میکرد، تدریس کرد. "من چندتا Solo از ۲۴ کاپریس پاگانینی و همچنین رقص زنبور عسل را در مراسم مدرسه عالی اجرا کردم. میدونید با یه صدای بلند و یه دیستروشن کاملا متال. علاقه من به موسیقی کلاسیک دو جانبه بود. من ظاهر تنشزایی و کیفیت دراماتیک خود موسیقی رو دوست داشتم. دوم اینکه، اون یه مبارزه طلبی تکنیکی بود. اگه میتونستم اونو بزنم این احساس رو داشتم که قادرم هر چیز دیگهای رو بزنم. من همیشه خیلی بیشتر علاقمند بودم که قطعات واقعی کلاسیک رو با گیتار الکتریک اجرا کنم تا اینکه ایدههای کلاسیک رو با موسیقی راک منطبق کنم. احساس میکردم که موسیقی آهنگسازان کلاسیک کامل بود، مخصوصا بتهوون، اون بهترینه. من اون موسیقی رو برای خشنودی خودم اجرا میکردم، نه برای معروف شدن یا برای فروش رکوردهام." بعنوان یک گروه، یک مشکل برای تروی همیشه این بود که علائق او برای جمع کردن در Style یک گروه خیلی گوناگون بود. با این حال او در اواخر دهه ۸۰ گروهی با نام Assent تشکیل داد که خواننده آن زنی بود به اسم Shauna Joyce، درامر Don Terkel و Mik Rome بعنوان بیسیست. "من Heavy Metal رو دوست داشتم، پاپ ملودیک رو دوست داشتم، Punk رو دوست داشتم و همچنین موسیقی کلاسیک رو دوست داشتم. من واقعا همه سبکهارو دوست داشتم، هر چیزی که خوب بود. خب من یه آهنگ رو در یه سبک مینوشتم و احساس میکردم آنچه که میخواستم بگم رو در اون گفتم و بعد یه آهنگ دیگه در یه جهت دیگه. وقتی که ما برای تبدیل Demo هامون به رکوردهای اسمدار رفتیم، نمیدونستیم کدوم طرفی باید بریم! منظورم اینه که ما ۴ نوع دموی مختلف داشتیم." تروی سرپرست بخش مطالعات گیتار Rock در مدرسه عالی شد و برنامه آموزش دیپلم گیتار Rock را توسعه داد. اما او ناراضی شد و در سال ۹۳ برنامه را رها کرد و برای کار با موسیقی دانهای مختلف به نیویورک رفت و بعد از آن در سال ۹۴ در لوسآنجلس، همانجائی که او بطور کوتاه با اسطوره دهه ۸۰، Do Dokkan، کار کرده بود، مدتی را گذراند. بالاخره تروی تشخیص داد که میتواند برنامه خود را هر جا که بخواهد طراحی کند و در نهایت تصمیم گرفت که به میلواکی برگردد، نزدیک ناشر خود، برای برپائی استودیوی شخصی و فرستادن ایده های جدیدش بروی Disc. در بازگشت دوباره به میلواکی او استودیوی ضبط خود Artist Underground را بنا کرد و گامی فراتر در تولید موسیقی جدی و با کیفیت بالا، نهاد. پروژه اول او در استودیوی جدید، کار Instrument خودش Exottica بود. بعد از آن او شروع به تولید، برای گروههای دیگر کرد. "خیلی از مردم برای مدت زیادی از من میپرسیدن که آیا من کار بدون کلامی بیرون دادم؟ خب راستش من واقعا هیچوقت در موسیقی بدون کلام بزرگ نبودم. موسیقی همراه با Vocal گستردگی و وابستگی خیلی بیشتری داره. اما در آغاز کار در اواسط دهه ۹۰ ایده های Instrument زیادی به ذهنم رسید. برای بیرون کشیدنشون اونطور که میخواستم لازم بود که تجهیزات استودیو رو ارتقا بدم. بعد از کلی جستجو رفتم به سراغ کار با کامپیوتر اما اون خیلی سختر از اون چیزی بود که فکر میکردم. من ۴ ماه وقت صرف کردم برای عیب یابی کارم تا بتوانم اونو درست انجام بدم. من هرگز نمیخواستم که یه متخصص کامپیوتر بشم، اگرچه که خوشحالم که تونستم اون کارو بکنم. من Exottica رو اونجوری که میخواستم صدا بده، ساختم و هنرمندانه منو ارضا کرد. چند تا از بهترین اجراهای من اونجاس. Heavy و هدفمندانه ملودیک. تعداد زیادی Tonalite های درهم گره خورده و تنشهای متضاد اتفاق میافتن، تعدادی Solo های پرشور و آهنگهائی که فکر میکنم خیلی زیبا هستند. سود دیگه این کار این بود که من استودیو را باز کردم برای تولید با کیفیت گروههای دیگه. همون چیزی که برای مدت زمان زیادی میخواستم انجام بدم." اگرچه تروی بوسیله خیلیها بعنوان یکی از بهترین نوازندگان دنیا معرفی شده است، اما او بدنبال رسیدن به معروفیت در سطحی گسترده و موقعیت یک ستاره Rock نیست. "شهرت یعنی تغذیه غرور خودتون برای اینکه احساس کنین مهم هستین. به من توجه کنین! وجود من موجه است، چرا که من مرکز توجهم. خب، البته خواستار احساس مهم و ارزشمند بودن هیچ ایرادی نداره. ولی این یه کم احمقانه بنظر می رسه که براش خیلی کار کنی، منظورم اینه که ما درباره درمان سرطان یا جنگ پایانی، یا هر چیز خیلی مهم اینجا صحبت نمیکنیم. این فقط گیتار زدن بخاطر مسیحه! بهتره که یه چهره متعادل از زندگی رو حفظ کنیم. در یک سطح عمیقتر، ما به سادگی، ارواح بشر در جستجوی هدف و شادی هستیم و تا اون سطح هممون یکی هستیم. فکر میکنم این خیلی مهمه که بفهمیم واقعا موفقیت در صنعت موسیقی چی هست و چی نیست. این تا اندازهای مربوط میشه به موسیقی و استعداد. همچنین مربوط میشه به زمان بندی، خوش شانسی، کار سخت، بازاریابی و در خیلی از موارد تمایلی به یه کم خل بودن! مثل یه تصادف ماشینی که از عابران توجه میگیره. بعضی از مردم خوش شانس، سخت کار میکنند و درهای شانس هم به روشون باز میشه. به بقیه موقیتهای دیگری اهدا شده. اگرچه ما دوست داریم تا وانمود کنیم خودمون موفقیتهامونو ساختیم، ولی حقیقت اینه که هیچکس واقعا کنترلی بر اونچه که توی زندگی براش اتفاق میافته نداره. ما همه، حداکثر تلاشمونو می کنیم، ما میتونیم و با چیزهائی که زندگی جلومون میندازه معامله میکنیم و فقط بخاطر همینه که بعضیا نمیتونن فرصت مناسب رو برای عضوی از ماشین صنعت موسیقی شدن بدست بیارن. این به این معنی نیست که اونا یا موسیقی اونا از ارزش کمتری در یه سطح هنری برخورداره. این فقط به این معنی که اون اجتماع بطور کلی برای پذیرفتن اون در یک مسیر بزرگ آماده نیست. مطمئنا من ترجیح میدم که CD های بیشتری بفروشم. اما این مهمترین چیز در زندگی من نیست. اهداف من راجع به گسترش یه کمی بیشتر مهربونی تو این دنیاست. من احساس خوش شانسی می کنم که یه سابقه ۲۴ ساله تو موسیقی دارم و همیشه سعی می کنم برای کارهائی که دوست دارم به اندازه درآمدم خرج کنم. خب حداقل بیشتر مواقع این کار رو کردهام. همچنین احساس رضایت میکنم از تدریس و تعلیم و بوجود آوردن هزاران گیتاریست. مسلما همیشه میتونست بهتر باشه اما من خیلی خوب این کار رو کردم و بخاطرش احساس خوشنودی میکنم." جدای از موسیقی علائق تروی شامل: فلسفه، روانشناسی، فیزیک کوانتوم، پدیدههای روانی، مطالعات اسرار آمیز و ورای درک انسانی میشود. او ۱۵ سال است که با Lead Vocalist سابق خود Shauna، کسیکه با او در پروژه سال ۱۹۹۲ Set the World on Fire همکاری کرد، ازدواج کرده است. آنها صاحب دو پسر (به نامهای Zack که ۷ ساله است و Jeremy که ۳ سال دارد) هستند و همانطور که خواهید دید مقرر شده تا آنها تبدیل به قهرمانان گیتار بشوند. "مطمئنا موسیقی دارای ارزشه. من واقعا ازش لذت میبرم. اما خیلی چیزهای مهمتر دیگری برام هست مانند همسر و فرزندانم. چیز مهم دیگه این جهنمی که در اطراف دنیای ما وجود داره. برای من اینطور بنظر میرسه که اون بسمت مردمی پائین مییاد که به دیگران احترام نمیذارن. اونائی که اشتیاق دارن که برای کسب منافع خودشون به دیگران ضربه بزنن ولی واقعا در درون خودشون خوشحال نیستن. ایده من اینه که اگه هر کدوم از ما مسئولیتی رو در قبال چیزهائی که زندگی ما رو در جهت بهتری قرار میدن، میگرفتیم و منصفانه و با احترام با دیگران رفتار میکردیم، مطمئنا در دنیای بهتری زندگی میکردیم. حالا این هدفی خیلی با ارزشتر از ستایش خود و شهرت است. به هر حال این آرمان شخصی منه. من میدونم که مهربونی با مهربونی عمومی Heavy Rock ناسازگاری داره. این پارادوکسیای که من حدس میزنم، شاید هم نباشه. من شما رو تشویق میکنم که در موسیقیای که خلق میکنید بر علیه ستایش بیخردانه اعتیاد و خشونت که اسطوره رو جاودان میکنه، برخیزید و همینطور شما رو تشویق میکنم که حداقل به موج هائی که خلق میکنین فکر کنین، وقتی که دارین در جریان زندگی حرکت میکنین. برای تک تکتون بهترین آرزوها رو برای موسیقیتون و کار موسیقیتون دارم. صلح، عشق و تمام چیزهای خوب." Source : حمید رضا ملاهادی |
|
Bryan Adams اخیراْ او کانونی در جهت حمایت از بیماران مبتلا به سرطان سینه دایر کرده است. همچنین در اوایل سال ۱۹۹۸ از سود کنسرت کانادا که بیش از یک میلیون دلار میشد، صرف احداث آزمایشگاه و بیمارستانی مرکزی به نفع بیماران مبتلا به سرطان سینه نمود. Bryan Adams برایان آدامز کانادائی با داشتن صدائی ممتاز و مهارت در جهت نوشتن اشعار و ساختن آهنگها، بیش از ۲۰ سال با فروشهای جهانی آلبومهایش که رقیب آثار بزرگ هنرمندان در جهان است، در عرصه موسیقی مشغول فعالیت میباشد. او میگوید: "من دوست دارم در گروهم فقط Bass بیس بزنم!"
این گرایش برایان در مقایسه با روش پیروزمندانهاش نسبتا ساده بنظر میرسد. آهنگهایش مقامهای زیادی را برای او در سرتاسر جهان به ارمغان آوردند، البته ضبط آن آهنگهای بزرگ الهام گرفته از تجربیاتیست که وی از گرداگرد جهان بدست آورده است. آلبوم بعدی او با نام You Want It, You Got It باز هم با همکاری شرکت مذكور در بهار سال ۱۹۸۱ تولید شد. این بار او توانست آلبوم خود را بطور کاملا رسمی در امریکا منتشر کند. بعد از انتشار این آلبوم، او در ایالات متحده تورهایی را ترتیب داد و حدود ۶ ماه از عمر هنری خود را صرف آن نمود. آلبوم بعدی او در بیست و پنجمین سالگرد تولدش یعنی در ۵ نوامبر سال ۱۹۸۴، با نام Reckless منتشر شد. آهنگ Run to You از این آلبوم، خود را جزء ۱۰ آهنگ برتر سال یافت. Reckless با فروشی بالغ بر ۵ میلیون نسخه، شماره یک امریکا شد. برایان آدامز طی این موفقیت کنسرتهایی در امریکا برای آن در نظر گرفت. در ۱۳ جولای همان سال آدامز به همراه گروهش کنسرتی باشکوه در فیلادلفیا ترتیب دادند. آلبوم بعدی وی Into the Fire در مارس سال ۱۹۸۷ منتشر شد. با انتشار این آلبوم، برای چهارمین بار بود که یکی از آثار آدامز جزء ۱۰ اثر برتر قرار میگرفت. در ۲۱ جولای سال ۱۹۹۰ از سوی Roger Waters به جهت شرکت در کنسرت بزرگ برلین خوانده شد. در این آلبوم که اجرای کامل آلبوم The Wall از گروه Pink Floyd پینک فلوید بود، او به اجرای آهنگهای What Shall We Do Now و Young Lust پرداخت که اجراهای موفقی بودند. کار کردن در کنار بزرگانی همچون واترز برای او افتخار محسوب میشود.
آلبوم بعدی او در نوامبر سال ۱۹۹۳ و با نام So Far So Good تولید شد. آهنگ Please Forgive Me از این آلبوم جزو لیست تاپتن قرار گرفت. آهنگ نمونه دیگر این آلبوم، All for Love میباشد که با همکاری Rod Stewart و Sting ساخته شد. این آهنگ در ژانویه سال ۱۹۹۴ شماره یک ایالات متحده شد. در همان سال آلبوم جدیدش با نام Road Tested عرضه شد. تورها و اجراهای زنده او سندی حاضر بخاطر فعالیتهایش و ترتیب دادن مهیجترین اجراهای زنده در جهان میباشد. برای مثال کنسرتی که برای آزادی Nelson Mandela در لندن ترتیب داد، مهر تاییدی بر این گفته است. Source : حمید رضا ملاهادی |
|
Phil Collins کسب موفقیت برای فیل کالینز دیگر چیز عادی و یکنواختی شده بود. پس تصمیم گرفت تا جنسیس را با تمام افتخاراتی که در آن بدست آورده بود، ترک کند. نوازندگیش دیگر فراتر از حد استاندارد شده بود و با انگیزه زیادی درام میزد و سرانجام در سال ۱۹۹۶ فیل کالینز بعد از ۲۶ سال همکاری با جنسیس از آنها جدا شد و خیلی از طرفدارانش را متعجب ساخت. Philip David Charles Collins معروف به Phil Collins فیل کالینز در ۳۰ ژانویه سال ۱۹۵۱ در شهر لندن متولد شد تا یک درامر حرفهای شود که در تحقق آن هیچ شکی نیست. تنظیم زمان، سرعت درام زدن، احساس ریتمها و عشق به موسیقی، به او سبکی واحد و جنس صدائی جدید میدهد که بخوبی قابل تشخیص است. سازگاری بیش از اندازه کالینز با سبکهای مختلف موسیقی، به او قدرت انتخاب در اجراهایش را میدهد. اولین طبل را پدرش وقتیکه ۵ ساله بود برایش خرید که تکه حلبی پرسروصدا بود! و اولین درام مناسب را وقتی که ۱۲ سال داشت، صاحب شد. در آن روزها بخاطر شوق وافری که به درام و بطور کلی به موسیقی داشت، بسرعت پیشرفت کرد. در جلوی آینه و یا با صدای تلویزیون، همراه با هر موسیقیای که میخواست، بخوبی میتوانست همنوازی کند. فیل کالینز با استعداد ذاتیای که داشت، حتی در مدرسهای که در آن درس میخواند، اجراهائی عالی به معرض نمایش گذاشت تا اینکه بزودی در West End انگلستان و در تالار موسیقی Oliver تبدیل به یک درامر مشهور شد. او بسرعت گروهی تشکیل داد و نام آنرا The Real Thing نهاد و در آن به نواختن درام پرداخت. او تقریبا با هر کسیکه شرائط او را داشت همنوازی میکرد و سرانجام به گروه Freeholdafter پیوست که توجه آنها را نیز جلب نمود و تبدیل به تنها کسی شد که میتوانست جوابی برای آهنگهای آنها داشته باشد. کالینز در این گروه اولین آهنگ خود را ساخت که شروع کار موفق او محسوب میشود.
بعد از مدتی، او به پشتیبانی John Walker از شرکت The Walker Brothers و به کمک دوست گیتاریستش Ronnie Caryl گروهی را بنام Hickory تشکیل دادند. آنها سریعاْ اعتماد به نفس خود را بدست آوردند و آلبومی مفهومی با نام Ark II را عرضه کردند. بعداْ نام گروه به Flaming Youth تغییر یافت. آلبوم Ark II در لندن بهترین شد و مورد لطف مطبوعات قرار گرفت. اما موسیقی خوب آنها با سلیقه دوران آن زمان لندن سازگار نبود و به زودی منتهی به فقدان موفقیت تجاری شد. بله، آنها شکست را پذیرفتند! در آن زمان برای جواب به دیگر سازندگان موسیقی که اینبار از یک گروه جوان و ستیزهجو با نام Genesis سرچشمه میگرفت، مجبور به ترک گروه شد. Genesis در بالا و پائین کشور و بدون هیچ موفقیتی به اجرای زنده میپرداخت. آنها در پی این شکستها تصمیم به تعویض درامر ضعیف خود گرفتند که جایگزین وی کسی نبود جز فیل کالینز. نواختن بعد از مدتی با یک درام ۴ تکه و با همکاری Ronnie Caryl بعنوان گیتاریست راه آنها را مشخص نمود. جنسیس بزودی متوجه سود زیادی که از جانب درامرشان (فیل کالینز) به آنها رسیده بود، شد. بیشترین نیاز آنها احساس رضایت و اشتیاق نامحدود برای اجراهایشان بود که مانند نیروی جدیدی به گروه تزریق میشد. بر اساس گفته Tony Banks: "کالینز فراتر از یک موسیقیدان خوب در گروه بود." سپس با ورود Steve Hackett بعنوان گیتاریست در گروه، آنها پنجمین عضو خود را استخدام نمودند. Philip Collins فیل کالینز درام میزد، شعر میسرود، میخواند، آهنگها را تنظیم مینمود و بطور کلی به Genesis جنسیس برای تبدیل شدن به یکی از بزرگان در سبک Progressive Rock کمک میکرد. او همچنین فرصت پیوستن به گروه Brand X با سبک Jazz جز را که چندین آلبوم او را ضبط کرده بودند، بدست آورد. وقتیکه Gabriel گابریل در سال ۱۹۷۵ گروه را ترک گفت، مطبوعات و رسانهها به سراغ موضوع دو نیم شدن جنسیس رفتند. البته این قضیه نتوانست گروه را از هدف اصلی خود باز دارد و آنها همچنان به کار خود ادامه دادند. در همین هنگام فیل کالینز سریعاْ تبدیل به خواننده گروه شد و جایگزین گابریل گردید و حتی فعالانهتر از او در گروه به کار خود ادامه داد. دیگر کالینز تبدیل به مهره اساسی و کارآمدی در گروه شده بود. در همان موقع آلبومهای A Trick of the Tail و Wind and Wuthering با مدیریت کالینز منتشر شدند که آثار موفقی از آب درآمدند. نقش موثر و پررنگ کالینر برای تولید آنها به روشنی قابل درک است و او را تبدیل به شماره یک گروه نمود. در سال ۱۹۸۰ برای سومین آلبوم انفرادی Peter Gabriel درام زد. نتیجه کار با او ساخت آهنگ استادانه In the Air Tonight بود که در ژانویه سال ۱۹۸۱ تولید شد. آهنگ تبدیل به شماره ۲ انگلستان شد، همچنین در لیست ۲۰ آهنگ برتر آمریکا جای گرفت. اولین آلبوم سولوی کالینز با نام Face Value عرضه شد و شایعه جدا شدن وی از جنسیس بالا گرفت، اما او واقعا قصد این کار را نداشت. گروه تصمیم به تولید آلبومی با مضامین سیاسی گرفت بطوریکه دو جناح مورد بحث در آهنگها، راضی باشند و تفرقهای میان آنها و گروه نیفتد. این آلبوم کالینز را به ستارهای در گروه تبدیل نمود. در نوامبر سال ۱۹۸۲ دومین آلبوم انفرادیش با نام Hello I Must Be Going منتشر شد. آهنگ You Can't Hurry Love از این آلبوم تبدیل به شماره یک شد و او را به موفقیتهای بزرگی رساند.
او در فیلم Buster در سال ۱۹۸۸ درخشید و آهنگ Two Hearts را که برای همین فیلم ساخته بود، برایش موفقیت دیگری محسوب میشد و تبدیل به شماره یک آمریکا گردید. آلبوم انفرادی بعدی وی یکسال بعد با نام But Seriously عرضه شد و در همه جا اولین شد! این آلبوم به فروش خوبی دست پیدا کرد و نسخههای زیادی را به فروش رساند. آهنگ شاهکار و معروف Another Day in Paradise در همین آلبوم است که تبدیل به بزرگترین شد. آلبوم Serious Hits...Live ترکیبی از اجراهای زنده بود که بزودی در همه جا قابل دسترس شد. کسب موفقیت برای فیل کالینز دیگر چیز عادی و یکنواختی شده بود. پس تصمیم گرفت تا جنسیس را با تمام افتخاراتی که در آن بدست آورده بود، ترک کند. نوازندگیش دیگر فراتر از حد استاندارد شده بود و با انگیزه زیادی درام میزد و سرانجام در سال ۱۹۹۶ فیل کالینز بعد از ۲۶ سال همکاری با جنسیس از آنها جدا شد و خیلی از طرفدارانش را متعجب ساخت. او تصمیم گرفت به شکل انفرادی فعالیت کند، موسیقی فیلم بسازد و در تورهای بزرگ شرکت نماید. آلبوم جالب بعدیش با عنوان Dance into the Light منتشر شد. این بار او احساس بهتری از تولید یک آلبوم داشت چون تنها برای خود، کار میکرد و نه برای گروه! در سال ۱۹۹۸ بهترینهای خود را با نام Best Of عرضه کرد. در همان سال اقدام به ساخت آهنگی با سبک Jazz جز و بنام A Hot Night in Paris نمود که در جدول موسیقی جز آمریکا رتبه بالائی را از آن خود کرد. شرکت کارتونسازی Walt Disney والت دیزنی از او درخواست کرد که برای جدیدترین کارتونش یعنی Tarzan تارزان آهنگ بسازد. او برای این کارتون چند آهنگ ساخت. آهنگ You'll be in My Heart جایزه بزرگ اسکار را به خود اختصاص داد. حتی جوایز دیگری مانند کره طلائی و گرمی به او تخصیص داده شد. آهنگ Strangers Like Me با ویدئویی قابل توجه برای او تجربه جدیدی محسوب میشود. بعد از تولید موفق این آثار از او برای ساخت ۳ کارتون دیگر دعوت به همکاری شد. فیل کالینز ثابت کرده است که در زمینه بردباری هیچکس نمیتواند به پایش برسد! او همچنین با چهره جالب و دوستداشتنیش در عرصه موسیقی میتازد. Source : حمید رضا ملاهادی |
|
Billy Sheehan
در ۲۷ ژانویه سال ۱۹۹۹ اثر انگشت و امضای شیهان روی سیمان در Guitar Center نگاه داشته شد و این افتخاری است که به آن دسته از هنرمندانی که سهم مهمی در ساخت و پرورش سبک Rock and Roll داشتهاند نسبت داده میشد. بیلی در ژاپن ۱۴ بار متوالی برنده جایزه بیسابقه برای بهترین بیسیست از مجله Player Magazine (بزرگترین مجله موسیقی در ژاپن) و ۵ بار پیدرپی از مجله Burrn! Magazines (بهترین مجله Heavy Metal در ژاپن) شد.
Billy Sheehan بیلی شیهان طریقه نواختن گیتاربیس را تغییر داده است. در دهه ۸۰ جرقههایی در فکرش زده شد و همان ها باعث صعود طرز فکر وی گردیدند. هنگامی که David Lee Roth گروه Eddie Van Halen را در سال ۱۹۸۵ ترک گفت، بیلی شیهان به گروه وی ( David Lee Roth ) ملحق شد. او قبل از اینکه به روی عقاید و کارهای شخصی خود کار کند، به کمک Van Halen اقدام به ضبط دو آلبوم نمود. گروه Mr.Big در سال ۱۹۸۹ شکل گرفت. آنها شماره یک بیلبورد در ایالات متحده و ۱۴ کشور دیگر به وسیله آهنگ To Be With You از آلبوم Lean Into It با همکاری Atlantic Records شدند. شیهان با توسعه روش تجاری خودش در نواختن بیس و اجرای بیش از ۴۰۰۰ کنسرت در همه قارهها بجز قاره آفریقا و قطب جنوب درخشید. بیلی شیهان ۵ بار در مجله Guitar Player به عنوان بهترین نوازنده بیس سبک راک برگزیده شد و این افتخاری بود که در کنار بزرگانی همچون Jimi Hendrix، Paul McCartney، Geddy Lee و Eddie Van Halen بدست آورد. او همچنین برنده Readers Poll در آلمان، ژاپن، کره، ایتالیا و خیلی از کشورهای دیگر شد. در ۲۷ ژانویه سال ۱۹۹۹ اثر انگشت و امضای شیهان روی سیمان در Guitar Center نگاه داشته شد و این افتخاری است که به آن دسته از هنرمندانی که سهم مهمی در ساخت و پرورش سبک Rock and Roll داشتهاند نسبت داده میشد. بیلی در ژاپن ۱۴ بار متوالی برنده جایزه بیسابقه برای بهترین بیسیست از مجله Player Magazine (بزرگترین مجله موسیقی در ژاپن) و ۵ بار پیدرپی از مجله Burrn! Magazines (بهترین مجله Heavy Metal در ژاپن) شد. او در سال ۲۰۰۰ با گروه Mr.Big در شهر ازاکای ژاپن شروع به اجرای کنسرت های زنده کرد و سپس مدتی طولانی شروع به کار به روی آلبوم شخصی خود نمود. بالاخره آلبوم سولوی شیهان با نام Compression در ۲۵ آوریل ۲۰۰۱ روانه بازار شد. در این آلبوم (Compression) شیهان اشعار را نوشت، خواند و گیتار باریتون (۱) Baritone، بیس و درام را روی همه آهنگها بجز دو آهنگ اجرا کرد و نواخت. درام یکی از آندو را Terry Bozzio به عهده گرفت و گیتاریست افسانهای Steve Vai استیو وای سولوی آهنگ Chameleon را نواخت که این اولین همکاری استیو وای و بیلی شیهان از زمانی بود که او در گروه David Lee Roth بیس میزد. پنجمین آلبوم Mr.Big با نام Niacin با ترکیب درامر Dennis Chambers کامل شد. دیگر ضبط های جدید بیلی شامل ششمین آلبوم Mr.Big است که قرار بود در پائیز سال ۲۰۰۱ عرضه شود. آلبوم Niacin یک آلبوم بدون خواننده با دخالتهای دقیق و بیشتر Bass میباشد که لبه بریده شده جنبش و تحرک موسیقی جدید است. (۱) باریتون به صدائی مابین بم و زیر گفته میشود و گیتار باریتون از انواع ۱۲ و ۶ سیم برخوردار است. Source : حمید رضا ملاهادی |
|
موسیقی برای سرعت
۱- دریافت ۲۷ ضبط طلا و پلاتینیوم از سراسر دنیا.
مارتی میتواند بخوبی به زبان ژاپنی صحبت کند و زمانیکه در ژاپن هست تمام مصاحبههای رادیوئی و تلویزیونی را به ژاپنی سلیس صحبت میکند.
فیلم مورد علاقه: Crimes and Misdemeanors, American Graffiti, Best in Show Source : حمید رضا ملاهادی |
|
Roger Waters نقبي بر سير زندگي حرفه اي Roger Waters از آغاز گروه پينک فلويد تا به امروز گرچه واترز هیچ گاه نتوانست گروه پینک فلوید را پس بگیرد اما او با انتشار آلبومهای بزرگ و دستنیافتنی (از نظر آهنگسازی) خط بطلانی بروی تمام گروههایی که ادعای تقلید از او و سبک او را داشتند، کشید. با اینکه گیلمور توانست بعد از واترز در پینک فلوید دو آلبوم موفق در طی زمانهای طولانی ارائه دهد، اما جای واترز در این آلبومها برای همیشه خالی ماند و او به تنهائی به راه خود ادامه داد.راجر واترز Roger Waters در بین سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۳ عضو فعال و باهوش گروه پینک فلوید Pink Floyd محسوب میشود. اولین حرکتهای تشکیل گروه پینک فلوید از ملاقات واترز با سید برت Syd Barrett در روزهائی که هر دو به دانشکده هنر میرفتند پیریزی شد. برت کسی بود که بعداً بعنوان خواننده اصلی و گیتاریست گروه انتخاب شد. واترز بسوی لندن حرکت کرد تا در دانشکده صنعتی Regent Street معماری بخواند. در همین اثنا ایده تشکیل گروه جدیتر شد که طی آن پینک فلوید تا پیوستن نیک میسون Nick Mason بعنوان درامر و ریچارد (ریک) رایت Rick Wright بعنوان نوازنده کیبورد شکل گرفت. راجر واترز بیس میزد و بعضی از اشعار را میخواند. برت به آنها پیوست و گروه پینک فلوید بالاخره تشکیل یافت. گرچه در ابتدا برت شاعر اصلی گروه بود و پینک فلوید بروی محور سید برت میچرخید اما، واترز سه آهنگ از اولین آهنگ گروه را با عنوان The Piper at the Gates که در سپتامبر سال ۱۹۶۷ در ایالات متحده عرضه شده بود را نوشت. آلبوم دوم گروه با نام A Saucerful of Secrets بسال ۱۹۶۸ مقارن شد با تعویض برت با نوازنده خوشسیما و جوان، دیوید گیلمور David Gilmour. آهنگ Set the Controls For the Heart of the Sun از این آلبوم بعنوان بهترین شناخته شد که کلا توسط واترز نوشته و تولید شده بود. همین امر باعث شهرت واترز گردید. راجر همچنین در ساخت همه آهنگها برای تهیه موسیقی فیلم More در جولای سال ۱۹۶۹ دخیل بود. اولین سولوی واترز در آلبوم Ummagumma که در نوامبر همان سال ساخته شده بود قابل شنود است. از تاریخ اکتبر سال ۱۹۷۰ یعنی همان سالی که آلبوم Atom Heart Mother تولید شد، پینک فلوید به رهبری راجر واترز شروع به فعالیت جدی و مستمر در عرصه موسیقی نمودند و از همان سالها بود که آرامآرام به شهرت دست یافتند. اولین کار سولو (انفرادی) واترز در دسامبر سال ۱۹۷۰ برای ساخت موسیقی فیلم The Body روانه بازار گردید. او همچنین تعداد ۸ آهنگ از ۱۰ آهنگ موجود در آلبوم Obscured by Clouds که برای فیلم The Valley در ژوئن سال ۱۹۷۲ ساخته شده بود را نوشت. شهرت واترز در نتیجه قدرت آهنگسازی و مانور قطعات بروی چندین ساز بدست آمد. از جمله روشهائی که واترز در ساخت آلبومهایش بکار میبست و او را تبدیل به یک موسیقیدان بزرگ نمود، میتوان به تولید آهنگها بصورت پیوسته و مجموعه وار (دنبال کردن یک موضوع واحد در سرتاسر آلبوم) اشاره نمود که این امر در تمام آثار حرفهایاش براحتی قابل درک است. ضبط های پینک فلوید و در حقیقت واترز در سال ۱۹۷۲ بشکل موفقیتآمیزی اداره شد. آلبوم بزرگ The Dark Side of the Moon در مارس سال ۱۹۷۳ عرضه شد. برای این آلبوم واترز کلیه اشعار را سرود و برای بعضی از آنها سولو نوشت که به موفقیتهای تجاری و جهانی دست یافت. آلبوم به یکی از موفقیتهای تاریخ موسیقی راک تبدیل شد. آهنگ Money از این آلبوم که کلاً توسط راجر واترز ساخته و نوشته شده بود، جزو ۱۰ اّهنگ برگزیده سال انگلستان انتخاب شد. لازم بذکر است که در سالهای ۱۹۹۳ و ۲۰۰۳ به ترتیب نسخه نقرهای و طلائی آلبوم بعد از گذشت ۲۰ و ۳۰ سال از تولید آلبوم مجدداً با طراحی جلد و دفترچه جدید بهمراه فروش بالا انتشار یافت. راجر واترز نقش برجستهای را در جهت نوشتن اشعار و موسیقی آلبومهای پینک فلوید برعهده داشت. از دیگر افتخارات واترز در گروه میتوان به نوشتن تمام اشعار آلبوم Wish You Were Here در سپتامبر سال ۱۹۷۵ اشاره نمود که از برجستهترین اثرات پینک فلوید محسوب میشود. آهنگ ۹ قسمتی Shine On You Crazy Diamond از این آلبوم بدلیل سطح بالای موسیقیائی که اثر مشترک واترز، گیلمور و رایت به حساب میآید، در تمام کنسرتهای گروه، واترز و گیلمور اجرا شده است. آهنگ Wish You Were Here نوشته واترز با سولوی بیاد ماندنی گیلمور حال و هوای دیگری به این آلبوم داده است. همچنین عضو مهمان این آلبوم Dick Parry سکسیفن را عالی بصدا درآورد و این آلبوم به اثر بزرگی تبدیل شد. در فوریه سال ۱۹۷۷ برای آلبوم Animals اکثر آهنگها را نوشت. بازهم در این آلبوم آهنگ طولانی (۱۷:۰۵ دقیقه) این دو نفر بنام Dogs مهر تائیدی بر آهنگسازی و قدرت شاعری واترز میزند. اثر شاهکار و خارقالعاده واترز با نام The Wall در نوامبر سال ۱۹۷۹ با کیفیت ضبط عالی ساخته شد. در این آلبوم که مشتمل در ۲۵ آهنگ میباشد، واترز کلیه اشعار را نوشت و برای حدود ٪۹۰ آنها سولو ساخت. او همچنین تهیه کننده این آلبوم نیز محسوب میشود. بحث پیرامون این آلبوم میتواند زمان زیادی را از منتقدان بدزدد (که هدف ما در این پست نیست). واترز در این آلبوم از خود میگوید و هوادارانش را بیشتر از روحیات خود آگاه میسازد. فیلم The Wall چندی بعد به کارگردانی Alan Parker ارائه شد و موفقیتهای مضاعفی را برای او بهمراه داشت. در این فیلم واترز بعنوان نمایشنامهنویس حضور فعال خود را دو چندان نمایان میکند. تا سال ۱۹۸۳ که واترز آلبوم جدید خود را ارائه نمود، آنها فقط به فکر اجراهای زنده و شرکت در تورهای جهانی بزرگ را داشتند که بیشتر آنها مربوط به اجرای کامل آلبوم The Wall در یک کنسرت میشد. آلبوم The Final Cut در مارس سال ۱۹۸۳ تولید شد. این اثر بزرگ در انحصاز کامل واترز قرار داشت. برای این آلبوم او تمام موسیقی آلبوم و اشعار را نوشت و خواند. بعضی از طرفداران متعصب واترز این آلبوم را از پینک فلوید نمیدانند و این کار را جزو کارهای سولوی واترز به حساب میآورند. تمامی این آلبومها به فروش میلیونی دست یافتند. در این میان آلبوم The Wall و آلبوم The Dark Side of the Moon در زمینه فروش با یکدیگر به رقابت پرداختند. از آهنگهای برجسته و تاثیرپذیر واترز میتوان به آهنگ Another Brick in the Wall Part II از آلبوم The Wall اشاره نمود. این آهنگ طلائی تبدیل به شماره یک آلبوم گردید. پیرو انتشار آلبوم The Final Cut، گروه پینک فلوید از هم گسسته شد و اعضاء هریک برای خود مسیر جداگانهای را انتخاب کردند. واترز در آوریل سای ۱۹۸۴ به جهت قدرتنمائی در برابر اعضای دیگر گروه بسرعت آلبوم انفرادی دیگری با نام The Pros and Cons of Hitchhiking با جنس موسیقیائی جدید و سبکی تازه، اما با همان شیوه قدیمی زنجیره وار بودن آهنگها به عرصه موسیقی بازگشت که تبدیل به آلبوم موفقی شد. بعد از این واترز باردگر دست به تولید اثری جدید در ژوئن سال ۱۹۸۷ با نام Radio K.A.O.S پرداخت از جمله آهنگهای موفق این آلبوم میتوان به Radio Waves و The Tide is Turning اشاره نمود. بعد از انتشار این آلبوم، راجر ترتیب تور گستردهای را در سرتاسر قاره اروپا داد. در همین اثنا دیوید گیلمور آلبوم سولوی خود را با نام About Face در فوریه سال ۱۹۸۴ منتشر کرد. اما گیلمور احساساتی بعد از انتشار این آلبوم بصورت انفرادی، دلسرد شد و از ریچارد رایت و نیک میسون برای تشکیل مجدد پینک فلوید بدون راجر واترز درخواست مساعدت کرد. واترز پس از پیوستن سه عضو دیگر گروه به هم و تشکیل دوباره پینک فلوید بدون او اقدام به شکایت نمود و برای جلوگیری از ادامه فعالیت آنها حکم بازداشت آن سه را گرفت. اما سرانجام موفق به پس گرفتن گروهی که خودش آنرا تشکیل داده بود نشد. گیلمور، پینک فلوید را در غیاب واترز رهبری نمود و بدنبال آن تورها و آلبومهائی نسبتا موفق تولید کرد (اما با فاصله بسیار از پینک فلوید دوران واترز). راجر واترز در ۲۱ جولای سال ۱۹۹۰ بهمراه Michael Kamen مایکل کیمن، بزرگ موسیقیدان قرن، اقدام به اجرای کامل آلبوم The Wall در برلین آلمان با مشارکت ستارگانی همچون Bryan Adams برایان آدامز و گروه Scorpions و گیتاریست بزرگ انگلیسی سبک بلوزWhite Snowy اسنوئی وایت نمود. ویدئویی از این کنسرت باشکوه تهیه و در سرتاسر دنیا پخش شد. در سپتامبر همان سال این ویدئو به مرحله فروش رسید. راجر واترز خلاق و فعال در سپتامبر سال ۱۹۹۲ سومین، موفقترین و باشکوهترین آلبوم سولوی خود را با نام to Death Amused با همکاری Don Henley دان هنلی خواننده معروف گروه The Eagles (که البته همخوانی ای در آهنگWatching TV است) عرضه نمود. بازهم همان شیوه سالهای دور خودش را در این آلبوم ولی با قدرت و شکوه بیشتر اجرا کرد. نمادها و سمبلهایی که واترز در این آلبوم استفاده کرده کاملاً حرفهای است و شامل موضوعاتی مختلف اما در جریان آلبوم میباشد. اشعارش بیش از پیش شنوندههای حرفهایاش را به فکر فرو میبرد. نماد میمونی که در حال تماشا کردن تلویزیون است، خود میتواند ذهن بیننده را مدتها به خود معطوف سازد. نکته قابل توجه در مورد این آلبوم برگزار نشدن تور و حتی کنسرتی بعد از این اثر است که شاید از نظر او، از بار سنگین و مثبت اجرای استودیوئی و ایجاد آن فضاهای تکرار نشدنی در حین اجرای زنده کاسته میشد. واترز در طول دهه ۹۰ وقت زیادی صرف کار بروی اثر اپرای خود که در انگلستان و فرانسه تولید میشد، نمود. او بعد از گذشت حدودا ۱۲ سال در جولای و آگوست سال ۱۹۹۹ به برگزاری تور در آمریکا پرداخت. تور بعدی او با نام In the Flesh در تابستان سال ۲۰۰۰ به یکی از موفقیتترین اجراهای زنده او تبدیل شد. اجرا بروی سنهای بزرگ و نمایش اسلایدها و تصاویر بزرگ در پشتسر گروه بروی پردههای بزرگ بر امتیازات این تور و بطور کلی اجراهای زنده واترز میافراید. در این کنسرتها اسنوئی وایت بعنوان گیتاریست کمکی با او همکاری نمود. واترز بعد از آن به استراحت پرداخت. گرچه از سال ۲۰۰۲ به جمعآوری آثار و کارهای موفق خود تحت آلبومی پرداخت، اما بازهم این امر در زمره کمکاریهای او قرار میگیرد. در ۱۲ سپتامبر سال ۲۰۰۴ با همکاری Jimmy Lenner و شرکت Columbia Records اقدام به ساخت دو آهنگ با نامهای To Kill the Child و Leaving Beirut نمود. نکته قابل توجه در انتشار این دو آهنگ حضور پررنگ واترز بعنوان شاعر، خواننده، بیسیست و نوازنده کیبورد میباشد. گرچه او هیچگاه نتوانست گروه پینک فلوید را پس بگیرد اما او با انتشار آلبومهای بزرگ و دستنیافتنی (از نظر آهنگسازی) خط بطلانی بروی تمام گروههایی که ادعای تقلید از او و سبک او را داشتند، کشید. با اینکه گیلمور توانست بعد از واترز در پینک فلوید دو آلبوم موفق در طی زمانهای طولانی ارائه دهد، اما جای واترز در این آلبومها برای همیشه خالی ماند و او به تنهائی به راه خود ادامه داد.
|
|
در اینجا میخوام از دوست arsham هم تشکر میکنم به خاطر کمک به من ، ۵ پست آخر رو به ایشون مدیونم .
|
|
با اينکه اولين البوم استوديويي ميدن ها در 1980 منتشر شد ولي ميشه هسته اوليه maiden ها رو گروه GYPSY'S KISS که در november 1973 توسط steve harris تشکيل شد دونست . در اين زمان steve harris سني بيشتر از 20 سال نداشت . گروه GYPSY'S KISS رو steve harris به عنوان dave smith - bassist و Tim wotsit به عنوان گيتاريست , Paul Sears درامر و Bob Vershcoyle به عنوان خواننده تشکيل ميدادند . GYPSY'S KISS فقط يک سال دوام آورد و تو اين يک سال فقط چند اجرا در مراسم هاي خصوصي و کلوپ هاي شبانه داشتن . در october 1974 ، گروهي به اسم ُSMILER توسط steve harris تشکيل يافت که از اعضاي GYPSY'S KISS فقط خود steve harris تو SMILER بود . اعضاي steve harris ،SMILER بيسيست ، tony clee و mick clee گيتاريست ، Doug sampson درامز و Denis Wilcock خواننده بودن . تا اين مدت فعاليت گروه بيشتر کاور کردن کارهاي گروه هاي بزرگ راک و نوشتن آهنگ بود . در اين چند سال گروه اجراهاي زنده بسياري داشت . دليل اصلي تغييرات زياد ترکيب گروه ، وسواس بسيار steve harris براي گروه بوده که يکي از دلايل اصلي موفقيت هميشگي و جاودانگي MAIDEN ها هم هست . در اين زمان ترکيب ميدن ها Steve harris بيسيست ، Dave murray و Adrian smith گيتاريست ، clive bur درامر و Paul Di'anno به عنوان خواننده بود . سه ماه بعد از شکل گيري اين ترکيب يعني در 14 april 1980 اولين آلبوم ميدن ها به اسم IRON MAIDEN منتشر شد . اين آلبوم شامل 9 آهنگ بود و به سه فرمت CD ، Cassette و Regular vinyl LP منتشر شد
با قطعه IRON MAIDEN از اين آلبوم بود که شخصيت EDDIE به عنوان نماد IRON MAIDEN متولد شد . شخصيتي با قيافه اي ترسناک و زشت که خالق اون Steve harris بود . Eddie مزمون اصلي بيشتر شعر هاي ميدن ها از همون اول تا الان قرار گرفت کسي که شخصيت اون با اهنگ Murders in the Rue Morque از البوم بعدي ميدن ها يعني KILLERS کامل شد . داستان به وجود اومدن شخصيت Eddie جاهاي زيادي گفته شده ولي من ديدم حتي در بين نوشته هاي خارجي هم هيچ کس به زيبايي دوست عزيزم DAVID CROFT که به فارسي بيان کرده ، ننوشته . من هم دقيقا نوشته خود David croft رو اينجا کپي مي کنم و از اون هم به خاطر اين نوشته زيبا ممنونم : (در يک شب تاريک در کوچه پس کوچه هايه پاريس مردي انگليسي در حال قدم زدن صداي جيغي گوش خراش را ميشنود ... وقتي به محل صدا ميرسد تنها چيزي که وجود دارد جسد قصابي شده ? دختر بيگناه است ... شروع به فرياد زدن ميکند :« پليس را خبر کنيد ? پليس را خبر کنيد پيش از اينکه قاتلين فرار کنند » و ... مردم وارد کوچه ميشوند. ? جسد وجود دارد مردي با دستاني خون آلود بر بالين آن 2 معصوم و نميتواند به زبان آنها صحبت کند ... همه چيز مشخص است ... همه به او خيره خيره نگاه ميکنند ... مرد کنترل خود را از دست ميدهد ... « بايد فرار کنم » ... تنها و احمقانه ترين جمله اي که در ذهنش نقش بست ... تمام فرانسه در پي او هستند ... در يک صبح سرد ماه اکتبر ... مامورين پليس مغرورانه مرد متهم به قتل را دستگير ميکنند ... دلايل نقص ندارند ... دادگاه راي خود را صادر ميکند : ( مرگ ) ... حياط زندان ( ساعت 5 صبح ) : مرد به همراه گاردها به سوي مکان اجرايه عدالت ميرود ... شخصي از درون سلولي ( با فرياد ) : « خداوند همراهت » ... مرد با خود زمزمه ميکند : « اگر خدايي هست پس چرا ميگذارد من بروم » ... فرشته عدالت اينبار شمشير خود را بيرحمانه بر سر بيگناهي فرود مي آورد. 3 سال بعد ( شبي بازهم تاريک ) ... قبرستاني خوف ناک ... در سالگرد نشستن لکه ننگ بر دامان فرشته عدالت ... ماه روي خود را با ابرها ميپوشاند ... طوفان آغاز ميشود ... صاعقه اي به قبري برخورد ميکند ... رويا به حقيقت ملحق ميشود و مرد جان دوباره ميابد ... زمان انتقام فرا رسيده ... مرد باز ميگردد که انتقام خود را از ما و عدالت کورمان بگيرد ... و Eddie زاده ميشود. |
|
تستامنت "Testament"، يه گروه Thrash ، Speed متال که در سال 1985 شکل گرفت. گروهي که بسيار قوي کار خودشون رو شروع کردند. گروهي که به عقيده کارشناسان خيلي راحت ميتوانست متاليکاي آن زمان در Thrash پشت سر بذاره! Steve Souza خواننده ، Eric Peterson و Derrick Ramirez نوازنده گيتار ، Greg Christian بيسيست و Louie Clemente درامر گروه. در سال 1987 اولين کار گروه با نام Legacy عرضه شد. کاري که براي اولين اثر يک گروه واقعا قوي بود. آلبومي که معتقدند که در آن از Metallica و Judas تاثير پذيري بسيار زيادي شده. اين اثر داراي Track هاي مثل Over the Wall يا Burnt Offerings هست که همچنان جزو بهترين کارهاي Testament محسوب ميشن. اين در حالي بود که Chuck Billy به گروه پيوسته بود و شايد اين رو بشه اوجه خلاقيت گروه دونست. اين آلبوم رو سرشار از ريفهاي خشن و ملوديک ميدونن در سال 1988 آلبوم بعدي گروه با نام The New Order منتشر شد. آلبومي که به عقيده کارشناسان ذره ذره اون از Legacy قوي تر و خشمگين تر اجرا شده ، کارهاش به ياد موندني تر هست. کارهايي که بعضا در اونها شمه هاي Gothic هم به چشم ميخوره . مثل Trial By Fire و يا Into The Pit . و در کنار تمام اينها طرح کاور آلبوم رو کاري زيبا ميدونن و اعتقاد دارن که زيبايي آلبوم رو تکميل کرده. در سال 1989 البوم Practice What You Preach رو عرضه کردند . کاري نه چندان قوي به نسبت کارهاي قبلي گروه! اين افت با آلبوم بعدي انها به نام Souls of Black ادامه پيدا کرد. در آلبوم Souls of Black تهيه کننده کارهاي گروه عوض شد. کسي که بواسطه تهيه کننده گروه با گروه آشنا بود. از اين تغيير تهيه کننده هواداران راضي بودندو به اميد اينکه ميتونن کمي از کارهاي قبلي گروه فاصله بگيرند در سال 1992 آلبوم The Ritual عرضه شد. آلبومي بسيار قوي در Thrash ، به عقيده کارشناسان باره ديگه 1 گروه رو به 4 گروه برتر Thrash ان زمان يعني Metallica ، Megadeth ، Slayer و Anthrax اضافه کرد. کارهايي مثل As the Seasons Grey و Return to Serenity را از اين آلبوم قوي ميدونن. به دليل وجود وجود ملوديهاي ظريف و زيبا. Testament فراز و نشيبهاي زيادي تو کارشون داشته. گروهي که در اوايل کار عقيده داشتند ميتونسته چيزي فراتر از Metallica و Megadeth ارايه بده. اما اين ميسر نشد. اما به هر حال جزو گروههاي تاثير گذار در سبک خودش بوده. خصوصا در آلبوم هايي مثل Legacy و يا Gathering |
|
خيلي ها اينگوي يوهان مالمستين Yngwie Johan Malmsteen را اسطورة گيتار مي دانند در حاليكه سنش تازه به چهل سال رسيده است.اين سوئدي دراز و باريك با موهاي ژوليده، 30 ژوئن 1963 به دنيا آمده و تولدش را روزي مي داند كه جيمي هندريكس Jimi Hendrix گيتاريست افسانه اي جهان درگذشت. 18 سپتامبر 1970 وقتي كه تلويزيون سوئد ويژه برنامه اي در بارة مرگ هتدريكس پخش مي كرد اينگوي 7 ساله مردي را ديد كه با دندان گيتار مي زد و در آخر گيتار را در آتش قرباني كرد.او بعدها در مصاحبه اي در پاسخ اين كه شما بهترين گيتاريست كنوني دنيا هستيد گفت: (خير، اينطور نيست، من هنوز نمي توانم بخوبي با دندان گيتار بزنم!) به اين ترتيب در 7 سالگي درون اينگوي آتشي روشن شد كه هنوز شعله ور
است.او گيتاري را كه از مادرش در 5 سالگي هديه گرفته بود و به ديوار آويزان كرده بود، برداشت و شبانه روز فقط نواخت. پس از هندريكس، دومين كشف اينگوي جوان, ريچي بلك مور Ritchie Blackmore گيتاريست نابغة گروه ديپ پرپل Deep Purple بود كه دريچهاي جديدي را برابرش گشود. نوازندگي متأثر از آثار كلاسيك بلك مور به كمك خواهرش، كه او هم اهل موسيقي بود، او را به سرچشمه هاي اصلي موسيقي سوق داد: باخ، ويوالدي، موتزارت، بتهوون. هنوز هم در قسمت تشكرهاي ويژة دفترچه هاي CD آلبومهايش نام اينها را در كنار نام هندريكس و بلك مور والبته خواهرش، آن لوييزAnn Louis ، مي توان ديد. در 18 سالگي پس از تشكيل چندين گروه و اجراي آهنگهاي گروههايي چون Deep Purple، به همراه چند تن از دوستانش گروه Rising Force را تشكيل داد و با آنها چندين آهنگ ضبط كرد كه در سوئد اصلا مورد توجه قرار نگرفت او تصميم به ترك سوئد گرفت. پس تعدادي از آهنگهايش را براي شركتهاي ضبط فرستاد كه از طرف شركت Shrapnel Music براي نوازندگي گيتار در گروه Steeler دعوت شد. در سال 1983 از سوئد به آمريكا رفت و در گروههاي Steeler و Alcatrazz به نوازندگي پرداخت.و در همان سال نامزد جايزة Grammy شد. در سال 1985 آلبوم Marching Out و در سال 1986 آلبوم بعدي مالمستين با نام Fire & Ice در سال 1992 روانه بازار شد، Nigel Thomas مدير برنامه هايش در اثر كهولت سن درگدشت. اينگوي فعال دست از تلاش بر نداشت و در سال 1993 گروه جديد خود را تشكيل داد و آهنگي به عنوان B-Side در سال بعد منتشر ساخت. او آلبوم Magnum Opus را در سال 1995 به دست هوادارانش رساند. در همين سال تور بزرگي را از ژاپن شروع كرد و تا چندين كشور از اروپا ادامه داد. اينگوي باتجربه آلبومهايش را يكي پس از ديگري به شركتهاي ضبط آهنگ مي سپرد. در سال 1996 آلبوم Inspiration خود را به اتمام رساند و آلبوم بعدي خود به همراه درامر سابق گروههاي Black Sabbath, Rainbow (Cozy Powell) با نام Facing the Animal را ساخت. اولين فرزند وي در سال 1998 به دنيا آمد و Cozy در همين سال بر اثر سانحه رانندگي درگذشت. سال 1999 آلبوم بعدي خود را با نام Alchemy منتشر ساخت. در سال 2001 به همراه گروه اركستر فيلارمونيكِ ژاپن و با نام'' كنسرتو سوييت'' اذهان عمومي را به خود معطوف كرد. و اواخر سال 2002 هم آلبوم Attack خود را منتشر کرد. |
|
Iced Earth ، يک گروهه Power Metal و Heavy Metal که در سال 1984 در Florida شکل گرفت. گروهي که بارها و بارها تغيير ارنج داد. اما به آرامي کار رو ادامه داد تا جايي که براي هميشه يکي از بزرگترين گروههاي Classic متال تا الان بوده. گروه توسط و با نوازندگي گيتار Jon Schaffer بنا نهاده شد. 5 سال متمادي به کارشون ادامه دادن ، با تاثير پذيري از گروههاي بزرگي مثل Iron Maiden . در سال 1998 اولين Demo رو با نام Enter the Realm عرضه کردند. وقتي هنوز يک گروه زير زميني بودند. اين Demo مورد علاقه بسياري واقع شد تا اينکه گروه در سال 1990 با ارنج: Schaffer و Randall Sawver گيتاريست ، Gene Adams خواننده ، Dave Abell بيسيست و Mark McGill درامر کار بي نامي رو منتشر کرد. آلبوم نه چندان قابل قبول که به صورت يک کار Traditional Heavy عرضه شد. کارهايي در اين اثر وجود داشت که بعدها در آلبومهاي جديدشون و با بازنوازي دوباره آورده شد. تغيير ارنج دوباره و آلبوم بعدي در سال 1991 با نام Night of the Stormrider . آلبومي که به عقيده اي نا اميد کننده بود. با توجه به Alternative Rock که مورد توجه قرار گرفته بود اين آلبوم عرضه شد. استفاده از Guitar Acoustic و يک جو اتمسفري با کيبرد در آهنگهايي مثل Angel's Holocaust ، Before the Vision . در مجموع کار رو بد نميدونن. اما اين رو بدشانسي گروه براي زمان ارايه آلبوم ميدونن. استفاده از خواننده جديد و با نفسي قوي در گروه که به نسبت کار خوبي رو ارايه داد از نقاط قوي گروهه. 1996 و Dark Saga ، به عقيده عدهاي بزرگترين کار گروه. کاري که باز با ارنج جديد ارايه شد، بيسيت و درامر عوض شده بودند. اشعاري قوي و کاور بسيار قوي کار شده! از اين البوم 2 Track شروع آلبوم رو قوي ميدونن. Dark Saga و I dead for you. دو Track نسبتا آرام و Heavy قبل از Trackي با نام Violate که خشمگين و سرعتي کار شده. Track ي بعدي Hunter نام داره و بعد از 2 Track آغازي نسبت به باقي بهتر نامبرده شده. نوازندگي گيتار Randall Sawver در اين آلبوم بسيار قابل توجه است. خصوصا نوازندگي قوي وي رو تو Trackي با نام Depths Of Hell به شهود ميشه ديد. Solo هايي که در اين آلبوم زده شده واقعا عالي کار شده. ارنج گروه بعد از Dark Saga بسيار مورد توجه قرار گرفت تا جايي که در سال 1997 آلبوم بعدي رو با نام Days of Purgatory عرضه کردند. کارشناسان بر اين عقيده هستند که اين آلبوم از Dark Saga هم قويتر کار شده. تا جايي که اين آلبوم رو بهترين معرف براي Iced Earth ميدونن. Lyric هايي قوي ، نوازندگي ملوديک گيتار ، گروهنوازي قوي و درامي سريع! به جز معدود Track هايي از اين آلبوم، اکثرا ساخته شده توسط خود Schaffer هستند. Colors ، Nightmares ، When the Night falls و Desert Rain رو داراي گيتاري اتمسفريک ميدونن.آهنگ Angel’s Holocaust رو با يک تمه Gothic ميدونن. The Funeral يک کار Instrumental قوي و در عين حال زيبا و Travel In Stygian قوي ترين Track اين آلبوم! Iced Earth رو به جرات ميشه جزو دلنشين ترين و قوي ترين گروههاي متال دونست. کارها عموما آروم ، اما منحصر به فردند. يک جو Heavy در کل کارهاشون موج ميزنه. بعضاکارهاشون به Pantera نزديکه . از Acoustic گيتار در عين ظرافت استفاده شده ، عموما با Intro هاي زيبايي از گيتار شروع ميشه که اين رو از نقاط قوت گروه ميدونن. ارنجش بيش از هر گروهي تغيير کرده ، اما در دو آلبوم Dark Saga و Days of Purgatory که بهترين کارهاي گروه هم هستند بهتر به حساب مياد. حساسيت زيادي به نام Track ها داشتند ، Cover ها هم قوي کار شده خصوصا در Dark Saga . و اينها در مجموع چيزي ساخته با نام ICED EARTH که ميشه با اينا به قدرتشون پي برد: Dark Saga |
|
گروه behemoth در سال 1991 توسط nargal در لهستان تاسيس شد که نفر اول گروه بود . بعد از مدت کمي baal براي زدن درام و frost ( که با frost درامر satyricon فرق دارد ) به عنوان گيتاريست به گروه اضافه شدند . قبل از آمدن frost گروه يک دمو به نام endless damnation را ضبط کرد که با استقبال زيادي روبرو نشد . بعد از آمدن frost گروه دو دموي ديگر به نامهاي the return of northen month و from the pagan westland را ضبط کردند که باعث آشنا شدن مردم با اين گروه شد . در سال 1994 گروه تصميم به ضبط اولين آلبوم خود گرفتند . اين آلبوم به صورت EP ضبط شد و at the forest dream eternally نام گرفت و به صورت زيرزميني توسط شرکت pagan تکثير شد . آلبوم بعدي گروه sventevith نام داشت که گروه با پخش اين آلبوم بسيار مشهور شد و براي پخش هم با شرکت معروف آلماني solistitiume قرار داد بست تا آلبوم بعدي خود را که gorm نام داشت را به وسيله اين شرکت پخش کند . Gorm يکي از معروفترين آثار behemoth تا الان است که در آن از بک وکال زن ، گيتار آکوستيک و synth هم استفاده شده . بعد از پخش اين آلبوم هم گروه براي اولين بار به تور اروپا رفت که براي آشنا شدن مردم با اين گروه بسيار تاثير داشت .
زماني که گروه آماده ضبط سومين آلبوم خود مي شد inferno براي نواختن درام به گروه پيوست و همين تاثير بسياري بر روند پيشرفت گروه داشت . بعد از تور اين آلبوم گروه با شرکت ايتاليايي avantgrade music قرارداد بست و دو آلبوم هم در اين شرکت ضبط کرد که هردو اثري به ياد ماندني و معروف هستند . اولين آلبوم حاصل از اين همکاري که بسيار موفق بود satanica نام داشت و در سال 1999 در اروپا و سال 2000 در آمريکا پخش شد و حتي گروه براي اين آلبوم جايزه gold award را برد . يکي ديگر از عوامل موفقيت اين آلبوم ساپورت آن توسط دو گروه قدرتمند و معروف deicide و satyricon بود . اين آلبوم تا کنون موفق ترين اثر گروه است و داراي گيتاري خشن به همراه درامي که کاملا با گيتار هماهنگ است . آلبوم بعدي که توسط اين شرکت ضبط شد که اين آلبوم thelema6 نام دارد به طرز زيبايي خشن و وحشيانه است . اين دو آلبوم باعث هرچه بيشتر مشهور شدن behemoth شد چون هم از لحاظ شعر و هم موزيک از سطح بالايي برخوردار بود و اشعار اين آلبوم را هم nargal به همراه يک شاعر معروف لهستاني به نام kryzystov azar سروده بودند .
اين آلبوم بسيار مورد توجه روزنامه ها و رسانه ها شد و مدتي بعد در روسيه توسط شرکت irond و در برزيل توسط شرکت moiro پخش شد . گروه همچنين با ساپورت گروه morbid angel در فستيوال xmass شرکت کرد . آخرين آلبوم گروه هم در سال 2003 ضبط و پخش شد که اين آلبوم هم zos kia cultus نام داشت . |
|
||||
|
بزرگترین اسطوره Vai ٫ Frank Zappa است .
زنوگی نامه حرفه ای خیلی ها رو میشه نوشت اما Vai رو نه . . . . . بعد از۲۰ سال گیتاریست بودن دیگه اثری از احساسات انسانی را نمیشه تو Vai دید گیتاریستی که سهم بزرگی در پیشرفت Music Rock داشته کسی که الان اسمش اسطورست . اولین کار Vai در Hot Chocolate و در ۱۹۶۷بود وقتی که فقط ۱۰ سالش بود و اولین کاره مورد الاقش Flex Able بود که در سال ۱۹۸۴ساختش ، این آهنگ باعث شد که در سال۲۰۰۱ Alivcin on ultra world و در البوم Epic بوجود بیاد .
آهنگی که به نظر خیلی ها بزرگترین کار Vai هست . Vai در مورده Musician شدن خودش اینگونه صحبت میکنه :
رویا و واقعیت وقتی با Led zeppelin همکاری میکردم تازه معنی Rock رو فهمیدم ، این چیز دیگه جزوی از وجودم شده بود ، جزوی از زندگیم. یکی از کارهایی که دوست دارم اینه که برای هر کشوری که Tour دارم یک نوع موسیقی در نظر بگیرم و این کار رو در سال۲۰۰۱ و با Live هام که در ۳۲ کشور برگزار کردم ، انجام دادم . سبک کار من اینه که : صبح آهنگ رو مینویسم ، بعد از کهر میرم و اون کار رو با گروه انجام میدیم ، ۲.۵ ساعت به اون آهنگ در Mobile ام گوش میدم و حالا وقتشه که کار اجرا بشه . سال ۲۰۰۱ من برای Frank zappa یک سری آهنگ در قالبه Album Zappa`s Universe نوشتم کهFrank رو راضی کرد و منم کار زیبایی رو عرضه کردم .
Solo DisCography Flex Able - 1984 : یکی از بزرگترین تجربم با Scque . Passin & War Far - 1990 : در ساخت این کار با غم زیادی که داشتم ، در حال مبارزه بودم .
Sex & Religion - 1993 : این کار باعث شد که در فکر ییک گروه خوب باشم. در این کار روحه من تلاش زیادی برای بهبود خودش کرد. Alien Love Secrets - 1995 : بعد از تلاش برای دادن ۲ آلبوم ( که افتضاح شد ) این کار باعث شد که بیشتر به آینده فکر کنم ، در این کار کل وجود و احساسم رو گزاشتم .
Fire Garden - 1996 : شاید مورد الاقه ترین کارم همین باشه ، نمیدونم چرا اینکارم انقدر محبوب شد و به عنوان مرجعی برای موسیقی نویسان اما در کل راضی هستم . Ultra Zone - 1999 : مکملی برای Fire Garden . Seventh Song : در این کار از تکنیک های جدیدی استفاده کردم و نتیجه داد . واقعا آلی بود ، کاری که فقط قم توش زیاد هست و بس . . .
Alive In An Ultra World : این البوم همش خاطره بود ، احساسات قدیم ، در بین دوستان بودن ، احساس زندگی . در تمام مدت به همراه زنم در روی پلی نزدیک محل سکونتم به همراه زنم قدم میزدیم وصحبت میکردیم ، کاری که باعث خلاقیت شد . به یاد اون سالها که به همرام Greece در اتاق من در یک هتل در حالی که خیس بودیم آهنگ ها رو بازنگری میکردیم . . . .
Hot Chocolate (1967) Steve Vai: bongos, record player, and vocals The Ohio Express (1971-1972) Frank Stroshol: guitar, vocals Circus Members: Craig Kolkabeck: vocals Rayge Barry Calavagna: vocals
Axis (1978-1979) Steve Vai: guitar
Morning Thunder (1979) Steve Vai: guitar Frank Zappa (1980-1982) Frank Zappa: guitar, vocals 1981 Members: Frank Zappa: guitar, vocals 1982 Member: Frank Zappa: guitar, vocals
The Out Band Steve Vai: guitar
The Classified (1984) Guitar, vocals: Steve Vai
777 (1984) Guitar: Steve Vai
Alcatrazz (1985)
David Lee Roth (1985-1989) David Le Roth: vocals
Whitesnake (1990) David Coverdale: Vocals
VAI (1992-1994) Vocals: Devin Townsend "Sex & Religion" Tour: Vocals: Devin Townsend
Steve Vai (1995) Guitar: Steve Vai
Steve Vai (1996-99) Guitar, Vocals: Steve Vai
Steve Vai (2000) Guitar, Vocals: Steve Vai
Steve Vai (2001 - 2002) Guitar, Vocals: Steve Vai
Steve Vai (2003 - 2004) Guitar, Vocals: Steve Vai
Steve Vai Awards GRAMMY WINNER: |
|
دوستان یک قسمت جدید هم تا فردا راه میوفته ، در "گیتاریست" براتون مطالبی از بزرگان مینویسم امید هست که خوشتون بیاد.
|
|
Interview With Satyricon
مصاحبه اختصاصی Dalia Stefan با Satyr : Dalia : میتونی توضیحاتی در مورد آخرین آلبومت به ما بدی ؟ Dalia : اینو تو باید بگی .... Satyr : میدونی که درمورد این آلبوم حرف زدن برای من خیلی سخته , اگر بخوام بطور کلی بگم میتونم بگم این آلبوم یکی از قوی ترین آلبوم های Satyricon هست که تا به امروز ضبط شده و شدیدا بر Satanism تاکید داره و باید در آینده نزدیک منتظر آلبوم های تاریک تری نیز باشید . Dalia : بنابراین شما با این آلبوم بسیاری از قواعد دنیا که در حیطه خداوند هست رو زیر سوال میبرید . Satyr : بله , دقیقا همینطوره , پایه و اساس بلک متال واقعی بر این موضوع استواره . Dalia : ممکنه برامون بگی این تصویر اژدها بر روی کاور آلبوم شما چیه ؟ یکی از گروههای متال از این تصویر به عنوان سمبل زندگی بر روی کاور آلبوم هاش استفاده میکنه اما احساس میکنم برای شما معنیه دیگه ای داره . Satyr : این سمبل تاریکی و سیاهی هست . اگر شما کتاب Necronomicon ملاحظه کرده باشید من این تصویر رو از اون کتاب استخراج کردم در این کتاب هم این سمبل زندگی هست اما من وقتی این تصویر رو میبینم سیاهی , تاریکی و درد رنج رو احساس میکنم . Dalia : ممکنه کمی درباره همکاری شما با Halvor Bodin (خواننده گروه Shadow Throne ) در این آلبوم برای ما توضیح بدی ؟ Satyr : من از زمانی که در گروه Shadow Throne بودم با Halvor کار میکردم و اون یکی از بهترین طراحان گرافیک در اسکاندیناوی یا بهتر بگم در شمال اروپا هست و من برای ساخت کاور آلبوم و همچنین طراحی سایت رسمی گروه از او استفاده کردم . Dalia : شما اشاره کردید که سبک جدیدی از بلک متال رو به نام Spheric Black Metal به وجود آوردید ممکنه کمی در این مورد توضیح بدی ؟ Satyr : این سبک از بلک متال سبکی هست که حالتی عرفانی از بلک متال رو بیان میکنه اما نه عرفان خداوندی بلکه عرفانی که انسان رو از خدایی دروغین جدا و در مسیر آرمانهای بلک متال واقعی یعنی Satanism هدایت میکنه . بطوری که انسان رو از قید و بند تبعیت از زندگی دنیوی و یا بهتر بگم مسائلی که انسان رو به پوچی میرسونه مانند مذاهب رها میکنه . Dalia : احساس خستگی میکنی ؟ Satyr : از چی ؟ ... بلک متال ؟؟؟؟ Dalia : نه از زندگی عادی و روزمره . Satyr : اکثر مواقع ... اما فکر میکنم همه این احساس رو داشته باشند . من هم اوقات بد داشتم هم خوب , اما اقات بدم همیشه بیشتر بوده , ولی هیچ وقت به زندگی خودم فکر نمیکنم چون کسی که بلک متال میخونه قبل از اینکه به فکر خودش باشه باید تا جایی که توان داره اهداف بلک متال رو پیش ببره , موقعی زمان استراحت منه که اهداف بلک متال رو گسترش بدم حتی اگر تا آخر عمرم طول بکشه . Dalia : ازدواج کردی ؟ Dalia : چرا ؟ Satyr : ببینید , سبکی که من میخونم بلک متال هست بلک متال یعنی تنهایی یعنی به سر بردن در دنیایی تاریک , در دنیایی که پر از خستگی هست و من این درد و رنج و خستگی از دنیا رو با فریاد زدن به گوش همه میرسونم بنابراین نمیخوام کس دیگه ای رو بی گناه به دنیای خودم بکشونم . Dalia : چرا شما و یا اکثر گروههای بلک متال از ویدئو کلیپ استفاده نمیکنند ؟ Satyr : سوال خوبیه ... من با ویدئو کلیپ مخالف نیستم و حتی این کار رو وسیله ای برای نشون دادن هر چه بیشتر هدف گروه میدونم اما بلک متال بر این عقیدست که در این سبک نباید هیچ گونه کار تبلیغی صورت بگیره , این سبک یه سبک زیر زمینی هست پس ما وقتی بلک متال میخونیم فقط برای این سبک و اهداف خودمون میخونیم نه برای تجارت , نه برای تبلیغ . Dalia : نروژ کشوری هست که مهدی از گروههای بلک متاله و بسیاری از گروههای بلک متال از این کشور به وجود آمدند چرا اینطوره ؟ Dalia : قبل از اینکه اخرین سوال رو بپرسم چه پیغامی برای طرفدارارنت داری ؟ Dalia :آخرین سوالم اینه به کدوم گروه بلک متال علاقه داری؟ Satyr : خوب سوال سختیه ... من تمام گروههای بلک رو دوست دارم چون احساس میکنم با من نوعی بردارند چون هدف من رو دنبال میکنند اما برای اینکه جواب سوال شمارو داده باشم میتونم بگم به گروههای Bratrum و Cradle Of filth علاقه زیادی نسبت به گروههای دیگه دارم . Dalia : خیلی ممنون Satyr و موفق باشی Satyr : متشکرم Source : MetallerTeam |
|
سلام دوستان ، امروز مقداری مطلب در مورد گروههای متال و همچنین مقداری هم LYRICS . مطالب امروز را مدیون دوست جدیدم سحر هستم . در هر صورت لیست مطالب Update شده را میزارم.
JUDAS PRIEST LYRICS CRADLE OF FILTH LYRICS ANATHEMA LYRICS ----------------------
Rammstein Deicide Children Of Bodom Within Temptaion Death BURZUM امیدوارم که لذت ببرید اگر اشتباهی در Type میبینید من رو ببخشید ، چون هنوز در Type فارسی مشکل دارم ، به امید سلامتی همه دوستان . |
|
|||||||||||||||||||||
|
خواننده و باس: Glen Benton
گيتار: Eric Hoffman گيتار: Brian Hoffman درامر: Steve Asheim
هسته اصلي گروه در Tampa, Florida به عنوان يک متال زيرزميني در سال 1987 با نام Amon شکل گرفت. که اعضاي گروه شامل Glen Benton به عنوان بيس و خواننده گروه ، برادران Eric و Brian با فاميلي Hoffman به عنوان گيتاريست گروه و Steve Asheim به عنوان درامز گروه بود. مکتب و يا به نوعي مسير اصلي Amon ادامه راه Satanic Metal بود. Amon قراردادي براي ضبط آلبوم ها با شرکت Roadrunner امضاء نمود، شرکتي که اسم گروه را بعدها به Deicide تغيير نام داد. شرکت Roadrunner در سال 1990 نام آلبوم اول گروه را به اسم خودشان يعني Deicide قرار داد ، که در استوديو Morrisound شهر Tampa ( استوديوي افسانه اي که Deicide براي ضبط تمام آلبوم هاي خود به آنجا ميرفت ) ضبط و ارايه شد. آلبوم Deicide در روز اول عرضه آلبوم ، جزو " 100 آلبوم برتر سال 90 " در يکي از منابع معتبر به نام Terrorizer Magazine قرار گرفت. در سال 1992، Deicide کار خود را با آلبوم Legion ادامه داد. Legion يک موفقيت غير منتظره را براي گروه به همراه داشت ، که ضمن آن، Deicide به سرعت توانست شهرت پيدا کند و در محافل مختلف نقد مورد بررسي قرار گيرد. اجراهاي زنده و عجيب و غريب گروه با قدرت موسيقي و اشعار گروه مطابق بود. با يک صليب بر عکس بروي پيشاني ، Benton - وکال گروه - خود را ظاهري از يک شيطان خالص معرفي کرد. و Benton در اجراهاي زنده ، اقدام به ريختن اعضاي حيوانات در ميان جمعيت مي نمود. Deicide به سرعت از کلوپ ها طرد شد ، نام گروه در مجلات مختلف تحريم شد ، و در ليست سياه گروه هاي مخالف مسيحي و مبارزان با کشتار حيوانات قرار گرفت. عمده اعمال ضد تشکيلاتي گروه شامل برپايي مراسم ترسناکي بود که به صورت گروهي انجام ميدادند و عاشق آن بودند. و اين مراسم سريعاً ميان طرفداران رواج يافت و Deicide بيشتر آنها را تحريک ميکرد و دعوت به انجام مراسمي از اين قبيل مي نمود.
بعد از موفقيت آلبوم Legion ، شرکت Roadrunner آلبوم Demo گروه به نام Amon: Feasting The Beast در سال 1993 را ضبط نمود و طرفداران گروه با شنيدن اين آلبوم به گروه لقب Rawer Roots دادند. آلبوم بعدي گروه با نام Once Upon The Cross در سال 1995 منتشر شد. اگر چه آنها حاضر به دست کشيدن از اعمال خود نبودند ، اما به پيشنهاد گروه براي عکس اين آلبوم از شکم پاره شده مسيح استفاده شد. که نهايتاً اين عکس توسط مطبوعات و مجلات سانسور ميشود اما نه قبل از تبليغات بسيار گسترده گروه براي اين آلبوم. در سال1997، گروه آلبوم جديد خود را به نام Serpents of the Light ضبط نموده و به دنبال آن يک آلبوم از اجراهاي زنده گروه به نام When Satan Lives را در 1998 روانه بازار مينمايد. در سرار دهه 90 ، که Deicide به موسيقي و حملات شريرانه خود ادامه ميداد ، به مرحله جديدي از سبک Death Metal نايل شد. با وجود پدر شدن ، Benton گروه را در نقاط مختلف جهان همياري کرد، به همراه نواختن در کنسرت هاي بيشمار براي گروه ها و طرفداران مذهب هاي مختلف. با وجود مواجه شدن با سانسور، بمب هاي تهديد آميز ، و قرار گرفتن در ليست سياه ، Deicide به مبارزه خود ادامه داد و هيچ گاه دست از مبارزه برنداشته و يا تغييري در عقايد گروه ايجاد ننمود ، و با استفاده از مدتي دوري ، توانست باز به مبارزه خود ادامه دهد.Deicide توانست بارها و بارها روح دث متال را به ديگران نشان دهد ، و با يک گروه خيلي کوچک ولي بي همتا و ممتاز ، در مراحل مختلف ، توانست بيشتر از يک ميليون از آلبوم هاي خود را تکثير و به فروش برساند. 2000 نيز ، زمان ضبط آلبوم بعدي گروه بود به نام Insineratehymn و به دنبال آن ضبط In Torment In Hell در سال 2001 بود. آلبوم اخير گروه نشان از قرارداد طولاني گروه با شرکت Roadrunner داشت. در نوامبر 2002، گروه قرارداد جهاني جديدي با شرکت Earache Records بست. که آلبوم جديد گروه به نام Scars Of The Crucifix در سال 2004انتشار يافت.
آلبوم : 1990. Deicide |
Children Of Bodom گروه بلک متالی که در سال 1993 در فنلاند تشکیل شد . اسمش به یکی از بزرگترین کشتارها در تاریخ اسکاندیناوی بر میگرده . گروه با نوازندگی گیتار و خوانندگی Alexi Laiho و درام Jaska Raatikeinen تشکیل شد و به تدریج لید گیتاریست Alexander 'Ale' Kuoppala , بیسیست Henkka Blacksmith و نوازنده کیبورد Janne Wirman به گروه اضافه شدند . نوازندگانی قوی که با توجه به کشورشان و خصوصیات منطقه اسکاندیناوی مانند خیلی از گروههای دیگه بلک در این منطقه Scandinavian Black Metal هستند . اولین آلبوم گروه در سال 1998 و با نام Something Wild ارائه شد . این آلبوم به قدری قوی ارائه شد که بسیاري از جمله شنوندگان عادی , صاحبنظران , هواداران گروه رو به خود جلب کرد . این آلبوم به سرعت مورد توجه عموم قرار گرفت خصوصا به دلیل توانایی های منحصر به فرد نوازندگان گروه . استفاده از یک گیتار نوازی سریع و با تکنیک اولین البوم گروه رو به قدری قوی عرضه کرد که به عقیده کارشناسان Progressive Black Metal را به طرز قوی جزو بهترین های متال معرفی کرد و بسیاری از مخالفین بلک را تحت تاثیر این سبک قرار داد . این اثر با بسیاری از نقدهای خشن و دور از واقعیت هم روبرو شد . نوازندگی Jaska Raatikainen رو در این آلبوم عالی به شمار آوردند و به نوعی در برخی از آهنگها او رو پیش برنده کار میدونند خصوصا در آهنگهایی مثل Lake Bodom و Red Lights In My Eye . کوتاه بودن زمان این آلبوم که حدود 35 دقیقه هست رو بزرگترین مشکل آلبوم میدونند . کار بعدی گروه در سال 1999 و با نام Hate breeder عرضه شد و به عقیده کارشناسان کاری سریعتر , قوی تر و سنگین تر از کار قبلی گروه بود . در دید کلی آلبوم رو بلک به حساب میارند اما شیوه خواندن خواننده گروه رو بیشتر نزدیک به Melodic Death Metal میدونند . دقیقا چیزی که گروه و هوادارانش اون رو بیشتر دوست دارند . یکی از مشکلات این اثر سرعت بیش از حد گیتار و نا مانوس بودن صدای درام هست . در مرود تکنیک نوازنده های گیتار گروه هیچ شکی نیست اما استفاده بیش از حد سرعت در نوازندگی کمی از ظرافت کار به دیده کارشناسان کم کرده و همین باعث شده Children Of Bodom جزو سریعترین گروههای بلک متال تا حال باشه . آلبوم Follow The Reaper در سال 2001 عرضه شد که عقیده دارند در اون شاد ترین ریتم هایی که در موسیقی بلک میشه زد رو داراست . Children Of Bodom به طور کلی یکی از بهترین گروههای Black ی که تا به حال وجود داشته به حساب میاد Drum رو قوی و Lead Guitar رو عالی میدونن. سرعتی و در عین حال تکنیکی . نوازنده ریتم و خواننده رو هم قوی میدونن. خصوصا به دلیل جنس صدا که با خصوصیت های Black مطابقت داره کاورهای آلبوم های اصولا از یک فرم با افراط در ترس در رنگ زمینه کار شده , طرح کاور ها هم از یک شخصیت ترسناک که در ویدئو های گروه نیز از اون استفاده میکنند مانند ویدئو کلیپ Every Time I Die که از این شخصیت استفاده کردند . آخرین آلبوم گروه در سال 2005 به نام In Your Face منتشر شد که یکی از نا امید کننده ترین آلبوم های بلک بود و دلیل اون استفاده از خواننده پاپ مطرح روز یعنی Britney Spears بود که بسیاری از منتقدان و طرفداران گروه رو به خشم اورد . با اینکه خود گروه خود رو همچنان یکی از گروههای بلک میدونند ولی به عقیده منتقدان و طرفداران Children Of Bodom دیگه جایی در بین گروههای بلک ندارند . Source : MetallerTeam |
||||
|
||||
|
||||
|
||||
|
||||
|
درود بر متال بازان واقعی ... در این پست می خواهم دو تن از دوستان که افتخار همراهی در مدیریت این بلاگ را به من دادند به شما معرفی کنم .. چند روز پیش در این بلاگ پستی را مطالعه کردید که از شما دوستان عزیز درخواست کرده بودم که برای همراهی در ادامه کار این بلاگ به من افتخار بدهید ... ( به دلایل زیادی که یکی از آنها مشغله زیاد خودم می باشد تصمیم گرفتم کار را به طور تیمی ادامه دهم .. نویسندگان بلاگ: دوست خوبم آقا سعید (Count Slash) که خودشون گیتاریست هم می باشند زحمت ارائه مطالب مربوط به گروه های راک و متال را بر عهده دارند ... ایشون اطلاعات مفیدی درباره مطرح ترین گیتاریست های دنیا دارن که قراره ما رو هم از این اطلاعات بهره مند کنند ... دوست عزیز دیگرم شقایق خانم هستن که به تازگی همکاری با ما رو قبول کردن و قراره که با وجود ایشون بیشتر به مسائل ایدئولوژی متال و عقاید بلک متال پرداخته و در این مورد با هم به بحث بپردازیم ... ( به امید موفقیت هر چه بیشتر در یافتن حقیقت ) با تلاش فراوان دوستان مطالب زیادی هر روزه به بلاگ پست میشه که هر کدوم بیشتر از 12 ساعت در صفحه اول باقی نمیمونن .. بنابراین بازدیدکنندگان عزیز می توانند از طریق منوهای سمت راست صفحه (Search – Blog Categories – Blog Authors & Archive) به مطالب بلاگ دسترسی داشته باشند ... عناوین موجود در بلاگ: Blog News شامل پست هایی از همین دست خواهد بود که آخرین اخبار و تغییرات در بلاگ به اطلاع می رسونه ... Metal News شما را از آخرین اخبار دنیای متال از جمله عرضه آلبوم های جدید با خبر می کنه ... مطالب موجود در عنوان Dark World به مسائل ایدئولوژی متال و بررسی عقایدی که متال و به خصوص بلک متال سعی در بیان اونا داره می پردازه ... در بخش Download سعی میشه جدید ترین آلبوم ها و کلیپ ها برای دانلود ارائه بشه .. عناوین Metal Bands و Rock Bands به معرفی گروه های فعال در این دو سبک می پردازه ..... عنوان About Music هم صرفاً به خود هنر موسیقی و نوازندگی می پردازه ... و در آخر شما می تونید متن آهنگ های مورد علاقه خود (در صورت امکان با ترجمه) رو در عنوان Songs Lyrics مشاهده کنید ..... |
|
امروز میخوام در باره موضوعی صحبت کنم که خیلی از طرفتاران گروه Guns N`Roses ، الاقه مند هستند بهش .
بعد از جدایی SLASH از Guns کم کم بقیه اعضا هم رفتن و فقط Axle Rose هم چنان موند که با کمک اعضای قدیم و با جمع آوری SOng های متعدد از کارای قدیم گروه یک Album به اسم Welcome To Destruction که در سال 2004 عرضه شد که متاسفانه فروش خوبی نکرد و این پایان زندگی حرفه ای Guns N`Roses بود ، پایان گروهی که بارها به عنوان بهترین گروه Hard Rock قرن معرفی شد .
|
|
ANATHEMA LYRICS Forgotten Hopes Hey you.. rotting in your alcoholic shell One Last Goodbye CRADLE OF FILTH LYRICS JUDAS PRIEST LYRICS
LORDI LYRICS Would You Love A Monsterman? |
|
Dave's Biography Dave Pybus, Born 4am, June 4th, 1970, in Heckmondwike cemetery, West Yorkshire, England. Started playing guitar approx age 16. First band was called 'Anul Death', back in 1988. Changed name to more serious 'Darkened' and recorded 2 demos. Did shows with Carcass, Entombed, Bolt Thrower, Doom and others. Worked at Peaceville records at this time from 1990 to 1994 as graphic designer. I was hounded to play session bass guitar for Cradle in June 2001 and did Took a Break from Cradle of Filth at the start of 2005 and started Sixsixsix Records. Re-joined COF in June. Endorsed by AMPEG, MAVERICK and ROTOSOUND Hobbies include: drinking everyday, collecting vintage Star Wars toys, H.P. Lovecraft, the Misfits and the 3 time Superbowl winners the Washington Redskins. Now lives in Suffolk, England.
Writing by : Count SLash Source : Cradle Of Filth WebSite
|
||||||||||||||
|
Korn
Slipknot
System Of A Down
As I Lay Dying
Soulfly
Limp Bizkit
Behemoth
Green Day
Mudvayne
Six Feet Under
Korzus
Roadrunner United
Ill Niño
Rammstein
Trivium
Ektomorf
Children Of Bodom
Aborted
Napalm Death
Disturbed
Bloodhound Gang
Foo Fighters
CPM22
Pitty
Chimaira
Opeth
Nile
System Of A Down
Arch Enemy
Nevermore
The Haunted
Unearth
Meshuggah
Obituary
HIM
In Flames
Soilwork
The Black Dahlia Murder
Enjoy !!! Writing: Administrator (Behrouz) Source: HDPvidz.com |
|